خلیج همیشه فارس

 
روز ملی خلیج فارس بر ایران و ایرانی مبارک

کور شود هرآنکه نتواند ببیند:

                  خلیج همیشه فارس

سالروز اخراج پرتغالی ها از تنگه هرمز

ایران

به بهانه در گذشت مولوی

 

جلال الدين محمد بن بهاء الدين محمد، معروف به مولانا و مولوي، در سال 604 ق در بلخ به دنيا آمد. در كودكي با پدرش، مقارن حمله مغول به آسياي صغير(تركيه امروزي) رفت و در قونيه مستقر شد. مولوي پس از فراگيري علوم از پدر و ديگر استادان صوفي و حنفي‌مذهب قونيه و شام به تدريس پرداخت. از مولوي آثار بي‏نظيري بر جاي مانده كه مثنوي معنوي، ديوان شمس تبريزي، فيه ما فيه و... از آن جمله است. اشعار و آثار وي در عين سادگي و اشتمال بر مضامين عرفاني جنبه‌هاي تعليمي قابل توجه دارد. با اين حال برخي جلوه‌هاي نادرست آراي مولانا را نيز بايد در نظر گرفت. مولانا در سال 672‌ ق در 68 سالگي به ديار باقي شتافت و در قونيه به خاك سپرده شد. (تصوير، مزارخانوادگي مولانا)

پس از تاسيس دولت عثماني، پادشاهان اين امپراطوري «تصوف مولويه» را با مشرب سياسي خود سازگارتر ديده و به تبليغ و نشر آن اهتمام ورزيدند. در مقابل، اديبان دوره صفويه مي‌كوشيدند با انتساب اشعاري به مولوي وي را شيعه معرفي كنند.

بزرگاني چون علامه محمدتقي جعفري، سيد جعفر شهيدي و... بر آثار وي شرح‌هاي متعددي نوشته‌اند. آيت‌الله سيدجواد مدرسي يزدي(ره)، پدر بزرگوار آيت‌الله مدرسي (عضو فقهاي شوراي نگهبان) نيز کتابي با عنوان «نقدي بر مثنوي» نوشته‌اند كه برخي ديدگاه‌هاي نادرست مولوي به ويژه بي‌مهري‌هاي وي نسبت به اهل بيت(ع) و ديدگاه‌ وي در خصوص سوگواري حضرت اباعبدا...(ع) را ضمن بررسي، مورد نقد قرار داده‌اند.

در سوگ ریحانه رسول خدا (ص)

در سوگ ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.

از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

بنابراین بی‌دلیل نیست كه بعد از درگذشت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از این روست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش می‌كند، بركت آن بر خودش می‌تابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.

امروز هم شاهد تلاش انسان‌های پاكی هستیم كه به دنبال معنویت فاطمه علیهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و یادمان‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه كوثر را در یادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ایشان باشند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نموده‌اند كه خدای متعال فرمود:

ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمی‌آفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)(1) از امام محمدباقر علیه السلام روایت شده است كه، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود.(2)

راز دل‌ غمین‌ فاطمه علیهااسلام

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد. شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت. در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود. در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید. هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.

... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.

... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."(3)

 

عشق یعنی دل سپردن در الست

از می وصل الهی  مستِ مست

عشق  یعنی  ذكر ناموس  خدا

یا علی گفتن به زیر دست و پا

عشق  یعنی  جلوه  صبر  خدا

شرم ایـوب نـبـی  از مـرتـضـی

عشق بر دلداده  فرمان  می‌دهد

عـاشـق جـان داده را جـان می‌دهد

عشق باعث شد كه دل سامان گرفت

پـشت درب خـانـه زهــرا جـان گـرفـت

عـشــق  یـعـنـی انـقـلاب  فــاطــمــه

از كـــبــودی  چـشـــم تـار  فــاطــمــه

عشق یعنی عشق ناب فــاطــمــه

بیـت الاحزان خـراب فــاطــمــه


پی‌نوشت‌ها:

1- مستدرك سفینة البحار؛ 3/334 .

2- الكافی؛1/457.

3- از سخنرانی‌ تاریخی‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی، ده‌ روز پس‌ از رحلت‌ پدر (برگرفته‌ از كتاب‌ "زندگانی‌ حضرت‌ فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعیل‌ حسینی).

منبع : تبیان

به بهانه شكست حمله نظامي امريكا در طبس

 

و خداوند سربازانی از شن دارد و لشکریانی از باد.

و در هر ذره زمین، حکمتی پنهان است و قدرتی لا یزال.

ایمان بیاورید به این که درخت، ریشه گرفته از «لا»، به «إلّا» می رسد و هیچ طاغوتی نمی تواند ریشه نور را بخشکاند.

و دیدی که خداوند با اصحاب فیل چه کرد، وقتی به قصد حریم عشق، لشکر ابرهه تاخت؟

دیدی که نمرود را عاقبت چه از پای انداخت و دست های جبریل بر دهان فرعون لُجّه ای از گِل زد؟

دیدیم و بسیار دیدیم که درخت های آبیاری شده از خون شهید، با هیچ سیلاب و طغیان ویرانگری، از جای کنده نمی شود!

ایمان آوردیم که خداوند، یاور ماست و بال های شیطان، برای همیشه بسته خواهد ماند.

ایمان آوردیم که صدای قرآن، برتر از تمام سلاح های تاریخ است و هواپیماها مسخ می شوند و می سوزند؛ وقتی به آسمانی می رسد که نور ولایت، آن را روشن می کند... ابابیل، دانه های شن شدند و فیل های طاغوت و استکبار به خاک و خون کشیده شدند.

راستی! آن روز در هوای توفانی طبس اگر قدم می زدی، صدای بال فرشته ها را حتماً می شنیدی؛ صدای جبریل امین را که آیات نور می خواند.

حالا درست رسیده ام به سرمنزل نور، به شروع حماسه، به آغاز معجزه، به شروع یقین و دلم سرشار از یقینی سبز می شود که خدا با من و تو، مهربان تر از همه مهربانان است.

به ریسمان خدا اگر چنگ اندازیم و غرق دریای بی کرانه سلوک و روشنایی شویم، دست های من و تو بوی رسیدن می گیرند و حتی در کویر، بوی باران و معجزه می وزد.

خدا سپاهیانی از هر چه بخواهد دارد؛ از نور، از فرشته، از دانه های روان شن صحرا که پویه کنان دشت ها هستند. سپاهی از رعد، از جنبش مردان با ایمان، از زمین تسبیح گوی و آسمان ذکرخوان.

خداوند یاور درخت های آبیاری شده از خورشید است.

خداوند، حامی مستضعفان و رنجدیدگان است.

خوشا به حال فروتنان که ملکوت آسمان از آنهاست و روی زمین، وارثان خدایند!

خوشا به حال دل هایی که خدا دوستشان دارد و بدا به حال طغیانگران که جهنم میزبان آنها خواهد بود!

خداوند، سپاهیانی از شن فرستاد تا توکل را معنا و شرک را مغلوب کند.

خداوند، سپاهیانی از شن فرستاد تا پیشانی شیطان، سیاه تر باشد.

خداوند، فرمان معجزه داد.

خدا بر زمین طبس فرمان فرشته باران داد.

خدا در کویر طبس جاری بود.

خدا در طبس جاری شد، خدا در طبس بارید.

امیر مرزبان

روز جهانی کتاب

 

سازمان تربیتی،علمی و فرهنگی ملل متحد" یونسکو" ، روز 23 آوریل هر سال را به عنوان " روز جهانی کتاب و حق مؤلف " اعلام کرد.

تعیین یک روز تحت عنوان روز جهانی کتابرا نخستین اتحادیه بین المللی ناشران و دولت اسپانیا به بیست وهشتمین اجلاس کنفرانس عمومی یونسکو پیشنهاد کرد، سپس به پیشنهاد فدراسیون روسیه ، عنوان "حق مؤلف" نیز به آن افزوده شده و توسط اعضاء به تصویب رسید. دلیل انتخاب روز 3 اردیبهشت ریشه در مراسمی در کاتونیای اسپانیا دارد.در این روز فروشندگان با هر کتابی که می فروشند ، گل سرخی همراه می کنند. دلیل دیگر، تقارن این روز با تولد یا مرگ برخی از نویسندگان و شخصیت های ادبی جهان است.

هدف از اختصاص روزی برای بزرگداشت کتاب وحق مؤلف ، جلب توجه سازمان ها و انجمن های دولتی و خصوصی به آسان ترین و ارزان ترین روش کسب دانش ، بیان احساس اندیشه و کهنترین وسیله ارتباط معنوی بشری یعنی کتاب است که به رغم ظهور و گسترش رسانه های پیشرفته و مُدرن ، هنوز هم وسیله ای موثر، جذاب، قابل دسترس و جایگزین ناپذیر است و می تواند بزرگترین عامل پیشرفت و گسترش دانش ، فرهنگ و ایجاد دوستی و تفاهم بین ملت های جهان باشد.

مقام معظم رهبری درباره اهمیت این موضوع می فرمایند : کتاب ، دروازه ای به سوی جهان گسترده دانش و معرفت است و کتاب خوب یکی از بهترین ابزارهای کمال بشری است. همه دستاوردهای بشر در سراسر عمرجهان، تا آنجا که قابل کتابت بوده است، در میان نوشته هایی است که انسانها پدید آورده اند و می آورند و در این مجموعه بی نظیر آموزشهای آسمانی و درسهای پیامبران به بشر و دانش ها و شناختهایی است که سعادت بشری ، بدون آگاهی از آن امکان پذیر نیست. کسی که با این دنیای زیبا و زندگی بخش، دنیای کتاب ارتباط ندارد ، بی شک از مهمترین دستاورد انسانی و نیز از بیشترین معارف الهی و بشری محروم است...

کتاب آیینه ای است که بخش اعظم ره آورد تمدنهای ماندگار تاریخ را به نمایش می گذارد. کلمه کتاب وارث هرگونه تلاش بشری است و کتابخوانی مقدمه ورود آگاهانه شخص در فعالیتهای اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی است. مطالعه کتاب ، انسان را در تعیین سرنوشت خود وجامعه شریک می کند. قوه ی ابتکار و خلاقیت، روحیه ی آزادیخواهی و بزرگ منشی را تقویت می کند ، حق و باطل ، مصلحت و منفعت و ضرر و زیان و مرزها را به خوبی تشخیص می دهد . اگر ارزش کتاب در جامعه ای رو به کاستی رود ، بدون شک  میراث فکری و فرهنگی آن نسل به نسل دیگر منتقل نخواهد شد و فرهنگ و تمدن آن جامعه از تحرک وامی ماند . دردنیایی که نفوذ علم در متن زندگی انسانی روز به روز بیشتر و عمیق تر و وابستگی زندگی انسانی به علم و زندگی بیشتر و عمیق تر می گردد ، وابستگی و ضرورت رویکرد به کتاب و کتابخوانی، بیشتر احساس می شود . امروزه ، جهان آبستن تحول عظیم فرهنگی است  و لزوماً این تحول به طرف کمال و تکامل انسانی قدم بر نمی دارد . عصری که دهکده جهانی لقب یافته ، هیچ ویژگی خاصی به جز همگون کردن فرهنگ ملل ، آن هم با تولیدات فکری تمدن غرب ندارد. در عرصه فرهنگی که جنگ بین افکار و اندیشه هاست باید از اندیشه های خودی محافظت نمود و درمقابل اندیشه های بیگانه ایستادگی کرد ، و برای این کار راهی به جز مطالعه ی کتابهای مفید و تقویت فکری نسل جوان وجود ندارد. رهبر معظم انقلاب درباره ی وظایف نویسندگان می فرمایند : " نویسندگان و مترجمان و فراهم آوردندگان کتاب، اینان کاری با ارزش و پاداشی بزرگ در کنار مسئولیتی سنگین دارند . در جامعه ی کتابخوان ، پدید آورنده ی کتاب وعرضه ی کننده آن باید گرامی داشته شود و او نیز باید کار خود را با عنایت به تاثیر و اهمیت آن انجام دهد ، غذای فکر و روح ، باید سالم و مقوی عرضه شود و آن کس که جز این عمل کند، خطا یا جنایتی بزرگتر از عرضه کننده ی مواد غذایی ناسالم یا بی مایه مرتکب شده است."

تأسيس و آغاز به كار راديو

در اين روز براي اولين بار در ايران، اداره راديو تأسيس و از فرستنده راديو تهران، گزارش فعاليت‏هاي داخلي كشور پخش شد. در ابتداي تأسيس راديو، اداره امور آن زير نظر وزارت فرهنگ بود و برنامه‏هاي آن از يك فرستنده، به مدت روزانه پنج ساعت پخش مي‏شد. پنج سال پس از افتتاح راديو تهران، كم‏كم بعضي از شهرستان‏هاي ايران هم با فرستنده‏هاي محلي به پخش برنامه‏هاي محدود پرداختند، تا اين كه به تدريج بر قدرت فرستنده‏ها و مدت پخش برنامه‏ها افزوده شد. در اواخر سال 1319، اين سازمان، اداره كل انتشارات و تبليغات و در 1330 سازمان اداره كل انتشارات و راديو نام گرفت كه در فراهم آوردن اطلاعات، تهيه فيلم‏ها و گرفتن آخرين خبرهاي مهم ايران و جهان فعاليت مي‏كرد. در حال حاضر، شبكه‏هاي سراسري راديو براي اقشار مختلف مردم ايران و شبكه‏هاي محلي در استان‏هاي مختلف كشور، برنامه‏هاي متنوع ارايه مي‏كنند.

روز بزرگداشت شيخ بهايي

 

 روز بزرگداشت شيخ بهايي

بهاء الدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثي همداني عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد  شد. او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" مي زيسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" متوفي به سال 65 هجري از معاريف اسلام بوده است.

 

ناحيه "جبل عامل" همواره يكي از مراكز شيعه در مغرب آسيا بوده است و پيشوايان و دانشمندان شيعه  كه از اين ناحيه برخاسته اند، بسيارند. در هر زمان، حتي امروزه فرق شيعه در جبل عامل به وفور مي زيسته اند و در بنياد نهادن مذهب شيعه در ايران و استوار كردن بنيان آن مخصوصاً از قرن هفتم هجري به بعد ياري بسيار كرده و در اين مدت پيشوايان بزرگ از ميان ايشان برخاسته اند و خاندان بهائي نيز از همان خانواده هاي معروف شيعه در جبل عامل بوده است.

بهاءالدين در كودكي به همراه پدرش به ايران آمد و پس از اتمام تحصيلات، شيخ الاسلام اصفهان شد. چون در سال 991 هجري قمري به قصد حج راه افتاد، به بسياري از سرزمينهاي اسلامي از جمله  عراق، شام و مصر رفت و پس از 4 سال در حالي كه حالت درويشي يافته بود، به ايران بازگشت.

وي در علوم فلسفه، منطق، هيئت و رياضيات تبحر داشت، مجموعه تأليفاتي كه از او بر جاي مانده در حدود 88 كتاب و رساله است. وي در سال 1031 ه.ق در اصفهان درگذشت و بنابر وصيت خودش  جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام جنب موزه  آستان قدس دفن كردند.

 

شخصيت ادبي شيخ بهايی:

 ـ بهائي آثار برجسته اي به نثر و نظم پديد آورده است. وي با زبان ترکي نيز آشنايي داشته است. عرفات العاشقين (تأليف 1022ـ 1024)، اولين تذکره اي است که در زمان حيات بهائي از او نام برده است.

 بهترين منبع براي گردآوري اشعار بهائي، کشکول است تا جائي که به عقيده برخي محققان، انتساب اشعاري که در کشکول نيامده است به بهائي ثابت نيست. از اشعار و آثار فارسي بهائي دو تأليف معروف تدوين شده است؛ يکي به کوشش سعيد نفيسي با مقدّمه اي ممتّع در شرح احوال بهائي، ديگري  توسط غلامحسين جواهري وجدي که مثنوي منحول « رموز اسم اعظم » (ص 94 ـ 99) را هم نقل کرده است. با اين همه هر دو تأليف حاوي تمام اشعار و آثار فارسي شيخ نيست.

اشعار فارسي بهائي عمدتاً شامل مثنويّات، غزليّات و رباعيّات است. وي در غزل به شيوه فخرالدين عراقي و حافظ، در رباعي با نظر به ابو سعيد ابوالخير و خواجه عبدالله انصاري و در مثنوي به شيوه مولوي شعر سروده است. ويژگي مشترک اشعار بهائي ميل شديد به زهد و تصوّف و عرفان است. ازمثنوّيات معروف شيخ مي توان از اينها نام برد: «نان و حلوا يا سوانح سفر الحجاز»، اين مثنوي ملمّع چنانکه از نام آن پيداست در سفر حج و بر وزن  مثنوي مولوي سروده شده است و بهائي در آن ابياتي  از مثنوي را نيز تضمين کرده است. او اين مثنوي را به طور پراکنده در کشکول نقل کرده و گردآورندگان ديوان فارسي وي ظاهراً به علت عدم مراجعه دقيق به کشکول متن ناقصي از اين مثنوي را ارائه کرده اند. 

 «نان و پنير»، اين اثر نيز بر وزن و سبک مثنوي مولوي است؛ «طوطي نامه» نفيسي اين مثنوي را که از نظر محتوا و زبان نزديکترين مثنوي بهائي به مثنوي مولوي است، بهترين اثر ادبي شيخ دانسته و با آنکه آن را در اختيار داشته جز اندکي در ديوان بهائي نياورده و نام آن را نيز خود براساس محتوايش انتخاب کرده است.

«شير و شکر»، اولين منظومة فارسي در بحر خَبَب يا مُتدارک است. در زبان عربي اين بحر شعري پيش از بهائي نيز مورد استفاده بوده است. « شير و شکر » سراسر جذبه و اشتياق است و علي رغم اختصار آن (161 بيت در کليات، چاپ نفيسي، ص 179 ـ 188؛ 141 بيت در کشکول، ج 1، ص 247 ـ 254) مشحون از معارف و مواعظ حکمي است، لحن حماسي دارد و منظومه اي بدين سبک و سياق  در ادب فارسي سروده نشده است؛ مثنويهايي مانند «نان و خرما»، «شيخ ابوالپشم» و «رموز اسم اعظم» را نيز منسوب بدو دانسته اند که مثنوي اخير به گزارش مير جهاني طباطبائي (ص 100) از آنِ سيد محمود دهدار است. شيوه مثنوي سرايي بهائي مورد استقبال ديگر شعرا، که بيشتر از عالمان اماميّه اند واقع شده است. تنها نثر فارسي بهائي که در ديوان هاي چاپي آمده است، « رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش » است.

بهائي در عربي نيز شاعري چيره دست و زبان داني صاحب نظر است و آثار نحوي و بديع او در ادبيات عرب جايگاه ويژه اي دارد. مهمترين و دقيقترين اثر او در نحو، « الفوائد الصمديّه » معروف به صمديّه است که به نام برادرش عبدالصمد نگاشته است و جزو کتب درسي در مرحله متوسط علم نحو در حوزه هاي علميّه است. اشعار عربي بهائي نيز شايان توجه بسيار است. معروفترين و مهمترين قصيده او موسوم به « وسيله الفوزوالامان في مدح صاحب الزّمان عليه السلام » در 63 بيت است که هر گونه شبهه اي را در اثناعشري بودن وي مردود مي سازد. بهائي در ارجوزه سرايي نيز مهارت داشت و دو ارجوزه شيوا يکي در وصف شهر هرات به نام « هراتيه يا الزّهره » (کشکول، ج1،ص 189 ـ 194) و ديگر ارجوزه اي عرفاني موسوم به « رياض الارواح » (کشکول، ج1، ص225 ـ 227) از وي باقي مانده است. دوبيتيهاي عربي شيخ نيز از شهرت و لطافت بسياري برخوردار بوده که بيشتر آنها در اظهار شوق نسبت به زيارت روضة مقدّسه معصومين عليه السلام است.

شيخ محمدرضا فرزند شيخ حرّعاملي (متوفي 1110) مجموعه لطيفي از اشعار عربي و فارسي شيخ بهائي را در ديواني فراهم آورده است. اشعار عربي وي اخيراً با تدوين ديگري نيز به چاپ رسيده است. بخش مهمي از اشعار عربي بهائي، لُغَز و معمّاست.

از بررسي شيوه نگارش بهائي در اکثر آثارش، اين نکته هويداست که وي مهارت فراواني در ايجاز و بيان معمّا آميز مطالب داشته است. وي حتي در آثار فقهي اش اين هنر را به کار برده که نمونه بارز آن «رسائل پنجگانه الاثناعشرّيه »، است. اين سبک نويسندگي در « خلاصه الحساب، فوائد الصمّديه،  تهذيب البيان و الوجيزه في الدرايه » آشکاراتر است. بهائي تبحّر بسياري در صنعت لغز و تعميه داشته و رسائل کوتاه و لغزهاي متعدّد و معروفي به عربي از وي بر جا مانده است. مانند:

« لغزالزبده » ( لغزي است که کلمه زبده از آن به دست مي آيد )، « لغزالنحو »، « لغزالکشّاف » ،  « لغزالصمديه »، « لغزالکافيه » و « فائده ». نامدارترين اثر بهائي الکشکول، معروف به « کشکول شيخ بهائي» است که مجموعه گرانسنگي از علوم و معارف مختلف و آينه معلومات و مشرب بهائي محسوب مي شود.

بهائي در شمار مؤلفان پر اثر در علوم مختلف است و آثار او که تماماً موجز و بدون حشو و زوايد است، مورد توجه دانشمندان پس از او قرار گرفته و بر شماري از آنها شروح و حواشي متعدّدي نگاشته شده است. خود بهائي نيز بر بعضي تصانيف خود حاشيه اي مفصّل تر از اصل نوشته است. از برجسته ترين آثار چاپ شده بهائي مي توان از اينها نام برد: « مشرق الشمسين و اکسير السعادتين» ( تأليف 1015)، که ارائه فقه استدلالي شيعه بر مبناي قرآن (آيات الاحکام) و حديث است. اين اثر داراي مقدمه بسيار مهمي در تقسيم احاديث و معاني برخي اصطلاحات حديثي نزد قدما و توجيه تعليل اين تقسيم بندي است. از اثر مذکور تنها باب طهارت نگاشته شده و بهائي در آن از حدود چهارصد حديث صحيح و حسن  بهره برده است؛  «جامع عباسي»، از نخستين و معروفترين رساله هاي علميّه به زبان فارسي؛ « حبل المتين في اِحکام احکام الدّين » (تأليف 1007)، در فقه که تا پايان صلوه نوشته است و در آن به شرح و تفسير بيش از يکهزار حديث فقهي پرداخته شده است؛ « الاثنا عشريه » در پنج باب طهارت، صلات، زکات، خمس، صوم و حج است. بهائي دراين اثر بديع، مسائل فقهي هر باب را به قسمي ابتکاري بر عدد دوازده تطبيق کرده است، خود وي نيز بر آن شرح  نگاشته است.

« زبده الاصول » اين کتاب تا مدتها کتاب درسي حوزه هاي علمي شيعه بود و داراي بيش از چهل شرح و حاشيه و نظم است. « الاربعون حديثاً » (تأليف 995) معروف به اربعين بهائي ؛ « مفتاح الفلاح » (تأليف 1015) در اعمال و اذکار شبانه روز به همراه تفسير سورة حمد. اين اثر کم  نظير که گفته مي شود مورد توجه و تأييد امامان معصوم عليه السّلام قرار گرفته است.

«حدائق الصالحين» (ناتمام)، شرحي است بر صحيفة سجاديه که هر يک از ادعية آن با نام مناسبي شرح شده است. از اين اثر تنها الحديقه الهلاليّه در شرح دعاي رؤيت هلال (دعاي چهل و سوم صحيفة سجاديه) در دست است.  «حديقة هلاليّه » شامل تحقيقات و فوائد نجومي ارزنده است که ساير شارحان صحيفه از جمله سيّد عليخان مدني در شرح خود موسوم رياض السالکين از آن بسيار استفاده کرده اند. همچنين فوائد و نکات ادبي، عرفاني، فقهي و حديثي بسيار در اين اثر موجز به چشم مي خورد.

 

خدمات شيخ بهائي:

در عرف مردم ايران، شيخ بهائي به مهارت در رياضي و معماري و مهندسي معروف بوده و هنوز هم به همين صفت معروف است، چنانكه معماري مسجد امام اصفهان و مهندسي حصار نجف را به او نسبت مي دهند. و نيز شاخصي براي تعيين اوقات شبانه روز از روي سايه آفتاب يا به اصطلاح فني، ساعت  آفتاب يا صفحه آفتابي و يا ساعت ظلي در مغرب مسجد امام (مسجد شاه سابق) در اصفهان هست كه مي  گويند وي ساخته است.

در احاطه وي در مهندسي مساحي ترديد نيست و بهترين نمونه كه هنوز در ميان است، نخست تقسيم آب زاينده رود به محلات اصفهان و قراي مجاور رودخانه است كه معروف است هيئتي در آن زمان از جانب شاه عباس به رياست شيخ بهائي مأمور شده و ترتيب بسيار دقيق و درستي با منتهاي عدالت و دقت علمي در باب حق آب هر ده و آبادي و محله و بردن آب و ساختن ماديها داده اند كه هنوز به همان ترتيب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان هست.

ديگر از كارهاي علمي كه به بهائي نسبت مي دهند طرح ريزي كاريز نجف آباد اصفهان است كه به نام قنات زرين كمر، يكي از بزرگترين كاريزهاي ايران است و از مظهر قنات تا انتهاي آبخور آن  9 فرسنگ است و به 11 جوي بسيار بزرگ تقسيم مي شود و طرح ريزي اين كاريز را نيز از مرحوم بهائي مي دانند.

ديگر از كارهاي شيخ بهائي، تعيين سمت قبله مسجد امام به مقياس چهل درجه انحراف غربي از نقطه جنوب و خاتمه دادن به يك سلسله اختلاف نظر بود كه مفتيان ابتداي عهد صفوي راجع به تشخيص قبله عراقين در مدت يك قرن و نيم اختلاف داشته اند.

يكي ديگر از كارهاي شگفت كه به بهائي نسبت مي دهند، ساختمان گلخن گرمابه اي كه هنوز در اصفهان مانده و به حمام شيخ بهائي يا حمام شيخ معروف است و آن حمام در ميان مسجد جامع و هارونيه در بازار كهنه نزديك بقعه معروف به درب امام واقع است و مردم اصفهان از دير باز همواره عقيده داشته اند كه گلخن آن گرمابه را بهائي چنان ساخته كه با شمعي گرم مي شد و در زير پاتيل گلخن فضاي تهي تعبيه كرده و شمعي افروخته در ميان آن گذاشته و آن فضا را بسته بود و شمع تا مدتهاي مديدهمچنان مي سوخت و آب حمام بدان وسيله گرم مي شد و خود گفته بود كه اگر روزي آن فضا را بشكافند، شمع خاموش خواهد شد و گلخن از كار مي افتد و چون پس از مدتي به تعمير گرمابه پرداختند و آن محوطه را شكافتند، فوراً شمع خاموش شد و ديگر از آن پس نتوانستند بسازند. همچنين طراحي منارجنبان اصفهان كه هم اكنون نيز پا برجاست به او نسبت داده مي شود.

 

 استادان شيخ بهائي:

 آن طور كه مؤلف عالم آرا آورده است، استادان او بجز پدرش از اين قرار بوده اند: "تفسير و حديث و  عربيت و امثال آن را از پدر و حكمت و كلام و بعضي علوم منقول را از مولانا عبدالله مدرس يزدي مؤلف مشهور حاشيه بر تهذيب منطق معروف به حاشيه ملا عبدالله آموخت. رياضي را از ملا علي مذهب ملا افضل قاضي مدرس سركار فيض كاشاني فرا گرفت و طب را از حكيم عماد الدين محمود آموخت و در اندك زماني در منقول و معقول پيش رفت و به تصنيف كتاب پرداخت."

 "مؤلف روضات الجنات استادان او را پدرش و محمد بن محمد بن محمد ابي الطيف مقدسي مي شمارد و گويد كه صحيح بخاري را نزد او خوانده است."

علاوه بر استادان فوق در رياضي؛ "بهائي نزد ملا محمد باقر بن زين العابدين يزدي مؤلف كتاب مطالع الانوار در هيئت و عيون الحساب كه از رياضي دانان عصر خود بوده نيز درس خوانده است."

به بهانه شهادت سپهبد قرني اولين رييس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی

 

شهيد قرني در سال 1292 شمسي متولد و از ابتداي کار در ارتش، فعاليت عليه رژيم طاغوت را آغاز کرد. در سال 1337 با عده اي از همکاران خود طرح يک کودتا را عليه رژيم ريخت که بنا به دلايلي کشف شد و به سه سال زندان محکوم شد. سپهبد قرني پس از آزادي از زندان به فعاليت هاي خود ادامه داد و در جريان 15 خرداد 1342 پس از ديدار با آيت الله ميلاني مجددا دستگير و به سه سال زندان محکوم شد. به دنبال پيروزي انقلاب، سپهبد قرني به سمت اولين رييس ستاد مشترک ارتش منصوب شد. در شرايطي که عده اي از گروهک هاي سياسي به بهانه وضعيت گذشته ارتش شاهنشاهي خواستار انحلال ارتش بودند شهيد قرني تحت فرماندهي امام راحل انجام امور ارتش را بر عهده گرفت و در روز 24 بهمن 57 با حضور در دفتر رياست ستاد ارتش خطاب به حاضران گفت:"ارتش شاهنشاهي که مي گفتند از مجهزترين ارتش هاي دنياست و شايد هم از لحاظ وسايل و تجهيزات چنين بود, از آنجا که ايمان و اعتقاد نداشت, ظرف چند ساعت متلاشي شد. افراد ارتش اولا بايد مومن باشند , ثانيا آرمان آنها حفظ استقلال ميهن باشد نه حمايت از يک فرد" . شهيد قرني، فعاليت خود را براي تصفيه و بازسازي و توان مکتبي بخشيدن به ارتش آغاز کرد اما با خشم گروههاي چپي و منافقين مواجه شد و از جمله به تصرف پادگان سنندج اقدام کردند که با مقاومت شديد شهيد قرني مواجه شد. پس از اين جريان، تنش ها و مخالفت هايي ايجاد شد و گروهک ها با تبليغات منفي سعي کردند که دولت موقت را وادار به برکناري رييس ستاد ارتش کنند. سرانجام مهندس بازرگان نخست وزير دولت موقت در 6 فروردين 1358، ايشان را از رياست ستاد ارتش برکنار کرد. سپهيد قرني در روز سوم ارديبهشت 1358 در منزل خود توسط چند تروريست از گروهک ضاله فرقان به شهادت رسيد.

روز جهانی زمین پاک

 

زمین پاک

خداوند كسى است كه زمین را براى شما جایگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفى؛ و شما را صورتگرى كرد، و صورتتان را نیكو آفرید؛ ...(غافر آیه 64)

روز جهانی زمین پاک هر ساله در 22 آوریل مصادف با 2 اردیبهشت در تمام دنیا برگزار می‌شود و به همه مردم یادآوری می‌کند که نباید سیاره خود "زمین" را فراموش کنند.

تاریخچه این مناسبت به سال 1969 و زمانی باز می‌گردد که جان مک مونل فرزند یک مبلغ دینی مستقل و علاقمند به عرصه دین، علم و صلح، ایده برگزاری یک روز جهانی به نام روز زمین پاک را در همایش یونسکو درباره محیط زیست مطرح و در همان سال پرچم زمین پاک را طراحی کرد.

یوتانت دبیر کل سازمان ملل (1962- 1971) از ایده مک کونل استقبال کرد و این روز به یک روز جهانی در تقویم‌های سراسر دنیا تبدیل شد.

در ایران نیز هم زمان با دیگر كشورهای جهان هفته زمین پاك از روز دوم اردیبهشت به مدت یك هفته در سراسر كشور برپا می‌شود و نخستین روز این هفته (دوم اردیبهشت ماه) به نام روز زمین پاك نامگذاری شده‌است.

7نکته برای داشتن زمین پاک

نشنال‌جئوگرافیکNational Geographic برای آنکه هر کس سهمی در بهتر شدن هوای اطرافش داشته باشد نکاتی را پیشنهاد کرده است:

1- در استفاده از کاغذ صرفه جویی کنید و سعی کنید کارهایتان را بدون استفاده از کاغذ انجام دهید. به طور مثال تا حد امکان قبض‌هایتان را از طریق اینترنت پرداخت کنید.

صرفه جویی در کاغذ در واقع به معنای کمتر بریده شدن درختان اطراف شماست که هر ساله هزاران هزار از آنها برای تولید انواع کاغذهایی که در طول روز در اختیار شما قرار می‌گیرد تلف می‌شوند و در عین حال با این کار زباله کمتری تولید شده و دی اکسید کربن کمتری تولید می‌گردد.

درخت ضامن سلامت زمین

2- در ساخت و انبوه شدن جنگل‌ها شما هم کمک کنید. کاشت هر نهال می‌تواند سال‌های سال هم خاطره خوشی برای شما و هم کمکی به محیط زیستتان باشد.

3- به انجمن‌های حمایت از محیط زیست کمک کنید. آنها با تلاش بی وقفه خود سعی در نجات  زمین دارند.

4- در محل کارتان هم به سبز بودن زمین فکر کنید. از مدیر بخش خود بخواهید که برنامه‌ای ترتیب دهد که کاغذ کمتری مصرف شده و اسراف نشود. برای نوشتن از هر دو روی کاغذ استفاده کنید.

5- اگر به سفر رفتن فکر می‌کنید حتما سفر با قطار را در اولویت قرار دهید. تحقیقات نشان می‌دهد که دی اکسید کربنی که قطارها برای زمین تولید می‌کنند 4 تا 15 درصد کمتر از هواپیماهاست. پس قطار را فراموش نکنید.

6- در مصرف آب صرفه‌جویی کنید. اسراف در آب می‌تواند به ضرر زمین تمام شود. هنگام دوش گرفتن زمان مشخصی را در نظر بگیرید و دقایق طولانی بی‌دلیل زیر دوش نمانید و آب را بی علت باز نگذارید.

7- در محله خود جستجو کنید. می‌توانید از همین هفته به محله خود بروید و کمی کنکاش کرده و ببینید که سوپرمارکت‌ها و دیگر مغازه‌ها چطور زباله تولید می‌کنند و چقدر می‌توان به آنها نکات مفیدی را گوشزد کرد.

اگر رودخانه‌ای نزدیک محل سکونت شماست آن را زیر نظر بگیرید و راه‌هایی برای تمیز نگه‌داشتن آن به همسایه‌ها پیشنهاد کنید.

در نهایت بهترین راه کمک به زمین می‌تواند لذت بردن از آن باشد. از خانه بیرون بروید و انگیزه خود را برای نجات این محیط زیبا بیشتر کنید.

همشهری

المیرا صدیقی

سی و دومین سالگرد سهراب سپهری

 

امروز سی و دومین سالگرد سهراب سپهری، شاعر و نقاشی ایران است. او در سال ۱۳۰۷ در کاشان به دنیا آمد و در سال ۱۳۵۹ به دلیل ابتلا به سرطان خون در گذشت. سپهری با آنکه چه در حوزه شعر و چه در نقاشی منتقدانی داشت، اما از نگاه بیشتر منتقدان ادبی و هنری جایگاه ویژه ای در هر دو حوزه دارد. از نگاه اين منتقدان، ویژگی عمده سهراب سپهری شاعر آن است که آثارش برخلاف بسیاری از شاعران هم دوره اش، محدود به خوانندگان خاص نمی شود و در میان عامه مردم هم محبوبیت دارد. در سی امین سالگرد درگذشت او، رضا براهنی نگاه تازه ای به شعر او داشته که در زیر می خوانیم .

در این تردیدی نیست که سهراب سپهری برای خواننده شعر فارسی جذابیت خاصی دارد که ناشی از غریب بودن تصاویر، به رغم سادگی و نزدیک بودن زبان آن تصاویر است.

ضمن اینکه در پشت سر این تصاویر دنیایی نیز نهفته است که نه دنیایی اجتماعی و تاریخی، که تا حدودی دنیایی اساطیری، عرفانی، و به معنای خاصی ماوراء طبیعی است، به این صورت که هر نام بردنی از یک شیء پشت سرش معنایی دارد که تفسیرپذیری آن را به رخ می کشد.

تصویر تنها به خاطر خود تصویر و در ارتباط با طبیعت محیط، و یا محیط ذهنی ساده نیست، بلکه بین بیان تصویر و آنچه از آن به صورت معنی حاصل می شود، عنصری دخالت می کند که یک معنی را به سوی چند معنی سوق می دهد.

این معانی ممکن است همه از یک نوع و دسته نباشند، به همین دلیل تنوع تفسیر در ذهن خواننده، به تاثیر از کلمات شکل می گیرد، و ممکن است هر معنا با معنای دیگر متفاوت باشد.

در چنین شعری ذهن خواننده بخشی از ذهن شاعر نیز هست، اما متن کامل آن ذهن نیست: به دلیل اینکه خواننده با نسبت دادن ذهن خود به معنای کلمات و تصاویر از آن متن چیزی دیگر در جهت شرکت خود در ساختن شعر به وجود می آورد.

سالروز درگذشت ملک الشعراي بهار

روز اول ارديبهشت ماه مصادف با سالروز درگذشت ميرزا محمدتقي بهار معروف به ملک الشعراي بهار، شاعر، نويسنده، روزنامه نگار، سياستمدار و يکي از برجسته‌ترين شخصيتهاي ادبي اين مرز و بوم است .

وي به تاريخ هجدهم آذرماه سال 1265 در مشهد ديده به جهان گشود. او که فرزند ميرزا محمدکاظم متخلص به صبوري ملک الشعراي آستان قدس رضوي بود، ادبيات را نزد پدر آموخت و سپس به فراگيري ادبيات عرب از محضر استاد اديب نيشابوري همت گماشت. در هجده سالگي بعد از فوت پدر به فرمان مظفرالدين شاه قاجار ملک الشعراي آستان قدس رضوي شد. در دوران جواني براي برچيدن رژيم ديکتاتوري با ساير آزاديخواهان نهضت مشروطه همراه شد و اشعاري در اين زمينه سرود که در تهران و مشهد منتشر شد و با استقبال مشروطه خواهان رو به رو گشت.

محمدتقي بهار در دوره‌هاي سوم، چهارم، پنجم، ششم و پانزدهم به نمايندگي مجلس شوراي ملي انتخاب شد. در مجلس چهارم، همگام با سيد حسن مدرس به اکثريت مجلس پيوست و در مجلس پنجم در شمار اقليتي بود که مدرس رهبري آن را به عهده داشت. در مبارزات عمده سياسي از جمله مخالفت با جمهوري و استيضاح رضاخان رئيس الوزرا با مدرس همکاري مستقيم داشت.

بهار داراي تأليفات بسياري است که مي‌توان به تاريخ احزاب سياسي و سبک شناسي درباره تحول نثر فارسي اشاره نمود. وي همچنين در تأليف و نگارش کتب دبيرستاني نيز مشارکت داشت. او در اواخر عمر رياست جمعيت ايراني هواداران صلح در تهران را نيز به عهده داشت.

سالشمار زندگي استاد ملک الشعراي بهار:

1265- تولد در 18 آذر ماه در محله سرشور شهر مشهد .

1270- شروع به تحصيل در مکتبخانه زنانه. ( معلمه او زن عمويش بود )

1271- شروع به تحصيل در مکتبخانه مردانه . ( معلم او ملا حيدر بود )
- تحصيل دروس مقدمات زبان عربي در مکتبخانه ملا محسن در پايان همان سال .

1274- عزيمت و سفر به عتبات عاليات بهمراه خانواده .

1275- آغاز سرودن شعر در سن 10 سالگي .

1276- بازگشت به مشهد و شروع به تحصيل دروس نحو عربي در مکتبخانه شيخ موسي .

1282- فوت پدرش ملک الشعراء صبوري بر اثر ابتلا به بيماري وبا .
- رسيدن به مقام ملک الشعرايي در سن 18 سالگي پس از فوت پدر به فرمان مظفرالدين شاه .

1289- تاسيس حزب دمکرات در خراسان و عضويت در کميته مرکزي آن .

1284- سرودن مستزاد معروف خود با مطلع زير :
" با شَه ايران سخن گفتن خطاست  "
" کار ايران با خداست "
- چاپ اشعار سياسي در روزنامه خراسان بدون امضاء يا با امضاء " م – ب " .

1285- کسب شهرت بواسطه چاپ اشعار سياسي در روزنامه طوس به مديريت ميرزا هاشم خان قزويني.

1286- سرودن مثنوي " اندرز به شاه " خطاب به محمد علي شاه با مطلع :
" پادشاه ها چشم خرد باز کن "
" فکر سرانجام ز آغاز کن "

1288- ملاقات با حيدر عموخان عمو اغلو بواسطه راه اندازي حزب دمکرات خراسان .
- انتشار نخستين شماره روزنامه نوبهار بعنوان ارگان رسمي حزب دمکرات خراسان در 21 مهرماه .
- عضويت در کميته ايالتي حزب دمکرات خراسان .
- ايراد سخنراني در مسجد گوهر شاد و در اولين جلسه حزب دمکرات و ايجاد وحشت در کينيا زدابيژا ( جنرال کنسول دولت تزاري ) .
- شروع مجدد به چاپ مقالات تند سياسي در روزنامه مخفي خراسان با مديريت سيد حسن اردبيلي .

1289- سرودن و انتشار قصيده ي معروف خطاب به وزير امور خارجه انگليس ( سر ادوارد گري )با عنوان " سوي لندن گذر اي پيک نسيم سحري " .

1290- توقيف روزنامه نوبهار به دستور وثوق الدوله،وزير خارجه وقت.
- سرودن قصيده با عنوان " بوي خون اي باد از طوس سوي يثرب بر " بواسطه بمب باران حرم مطهر رضوي و مسجد گوهرشاد توسط نيروهاي روس .
- انتشار روزنامه تازه بهار در آذر ماه .
- توقف روزنامه تازه بهار پس از 9 شماره به دستور جنرال کنسول دولت تزاري .
- تبعيد بهمراه 9 نفر از اعضاء کميته حزب دمکرات به تهران به دستور جنرال کنسول دولت تزاري .
- ملاقات مجدد با حيدرخان عمو اوغلو و دوستش ابوالفتح در مسير تبعيد به تهران ( سبزوار – شاهرود ) و فراهم نمودن تمهيدات لازم براي خروج اين دو نفر از مرز ايران .

1292- انتشار دوره دوم روزنامه نوبهار در مشهد پس از رفع توقيف .

1293- انتخاب بعنوان نماينده مردم درگز،سرخس و کلات در مجلس سوم شوراي ملي .
- انتشار دوره سوم روزنامه نوبهار در تهران .

1294- نگارش بخشي از تاريخ سياسي افغانستان و چاپ در روزنامه نوبهار .
- تبعيد شش ماهه به بجنورد بدستور سپهدار اعظم محمد ولي خان.
- توقيف مجدد روزنامه نوبهار در آبانماه .
- واژگوني درشکه و شکستگي دست در قضيه مهاجرت به قم .
- بازگشت به تهران و تاسيس انجمن دانشکده تهران .

1296- انتشار سال ششم نوبهار در تهران .
- توقيف مجدد روزنامه نوبهار در يازدهم مرداد ماه .
- انتشار روزنامه زبان آزاد در چهاردهم مرداد ماه .
- لغو توقيف بدستور احمد شاه و انتشار مجدد روزنامه نو بهار .
- نگارش و چاپ تاريخچه 5/3 سال جنگ و بخشي از تاريخ قاجاريه در روزنامه نوبهار .

1297- انتشار نخستين شماره مجله دانشکده تهران .
- سرودن قصيده معروف " بث الشکوي " بمناسبت توقيف روزنامه نوبهار .
- نگارش رمان " نيرنگ سياه يا کنيزان سفيد " و چاپ آن در روزنامه ايران به مديريت برادرش دکتر محمد ملکزاده .

1298- اسفند ماه، انتشار نخستين شماره روزنامه يوميه نيمه رسمي ايران و ادامه انتشار تا اسفند ماه 1299 .

1299- تحت نظر بودن سه ماهه در شميرانات بدستور سيد ضياء الدين، رئيس دولت کودتا .

1300- حضور در کلاسهاي آموزش زبان پهلوي نزد دانشمند آلماني، هرتسفلد .
- انتخاب بعنوان نماينده مردم بجنورد در مجلس چهارم شوراي ملي .

1301- سرودن قصيده معروف " دماوند و سکوت شب " .
- دوم مهر ماه، انتشار هفته نامه نوبهار در تهران .
- نگارش تاريخچه اکثريت در مجلس چهارم و چاپ در هفته نامه نوبهار .

1302- انتخاب به عنوان نماينده مردم ترشيز ( کاشمر ) در مجلس پنجم شوراي ملي .
- سرودن قسمتي از سرگذشت و زندگينامه خود به نظم .
- سرودن مثنوي با عنوان " جمهوري نامه " و چاپ در روزنامه قرن بيستم .

1303- ترور واعظ قزويني بجاي وي به دليل شباهت ظاهري و اشتباه ضاربين جلوي درب مجلس، بواسطه ايراد سخنراني تند عليه حکومت .
- سرودن قصيده با عنوان " يک شب شوم " بواسطه ترور واعظ قزويني، مدير روزنامه رعد قزوين .

1305- انتخاب بعنوان نماينده مردم تهران در مجلس ششم شوراي ملي .

1306- سرودن قصيده معروف " فتح دهلي " .

1307- شروع به تدريس در دارالمعلمين تهران .

- کناره گيري از فعاليتهاي سياسي .

1308- حبس و زنداني شدن بمدت يکسال در زندان انفرادي .

1309- آزادي از زندان و سرودن مثنوي مستزاد خود خطاب به صادق سرمد .

1311- نگارش واتمام طبع ديوان اشعارش و جلوگيري از ادامه چاپ پس از چاپ 208 صفحه از آن توسط حکومت وقت .
- رفتن به زندان در روز 29 اسفند بمدت 5 ماه و سرودن شعر زيباي " شباهنگ " و قصيده " هفت شين " .

1312- آزادي از زندان و تبعيد به اصفهان .
- ترجمه اندرزهاي " آذرباد ماراسپندان " از زبان پهلوي و به نظم در آوردن آن .
- سرودن قصيده معروف " امشو در بهشت خدا وايه پندري " به لهجه مشهدي .
- در اوايل سال، شروع به سرودن " کارنامه زندان " در زندان .
- ترجمه شاهنامه گشتاسب يا يادگار زريران از زبان پهلوي به فارسي .
- تحرير شرح احوال فردوسي بر مبناي شاهنامه .
- عقد قرارداد تصحيح تاريخ بلعمي با وزارت فرهنگ وقت .

1313- اتمام کارنامه زندان پس از آزادي و تبعيد به اصفهان .
- عزيمت به تهران با وساطت محمد علي فروغي و علي اصغر حکمت براي حضور در جشن هزاره فردوسي .
- سرودن قصيده " آمال شاعر " پس از بازگشت از اصفهان .
- برگردان شعر انگليسي " درينک واتر " به شعر فارسي در جشن هزاره فردوسي .
- سرودن قصيده هاي " آفرين فردوسي " و " کل الصيد في جوف الفرا " در جشن هزاره فردوسي .
- اشتغال مجدد به تدريس ادبيات در دانشسراي عالي .
- تاليف زندگينامه ماني .

1315- فروردين ماه انجام سفر کوتاه به شهرهاي شمالي و سرودن قصيده زيبا با نام " سپيد رود " .

1316- افتتاح دوره دکتراي ادبيات فارسي در دانشگاه تهران و عهده داري تدريس برخي از دروس .

1318- تصحيح کتاب مجمل التواريخ والقصص .
- سرودن قصيده با نام " ديروز و امروز " .

1321- اسفند ماه، انتشار مجدد روزنامه نوبهار در تهران .
- انتشار مقاله معروف با عنوان " از آنطرف راه نيست " و چاپ در روزنامه نوبهار يوميه .
- تاليف و انتشار جلد اول و دوم کتاب سبک شناسي ( تاريخ تطور نثر فارسي ) .

1322- نگارش و چاپ شرح حال زندگي سيد حسن مدرس در روزنامه نوبهار .
- پذيرفتن رياست کميسيون ادبي انجمن روابط فرهنگي ايران و شوروي بمدت 4 سال .
- نگارش و چاپ رساله اي با عنوان " در آرزوي مساوات " در روزنامه نوبهار .

1321- شروع به تاليف جلد اول کتاب " تاريخ احزاب سياسي يا انقراض قاجاريه " تا سال 1322 .

1323- چاپ و انتشار جلد اول کتاب " تاريخ احزاب سياسي " .

1324- عهده داري وزارت فرهنگ در دولت احمد قوام ( قوام السلطنه ) .
- مسافرت به باکو براي حضور در جشن 25 سالگي تشکيل حکومت آذربايحان شوروي .
- سرودن قصيده معروف " هديه باکو " بعنوان ره آورد سفر به آذربايجان .
- تصحيح بخشي از کتاب جوامع الحکايات و لوامع الروايات عوفي به سفارش وزارت فرهنگ وقت .
- نگارش شرح زندگي لنين و چاپ آن در مجله پيام نو در بهمن ماه .
- عهده داري رياست نخستين کنگره نويسندگان ايران .

1325- همکاري با احمد قوام در تاسيس حزب دموکرات تيران .
- کناگيري و استعفا از وزارت فرهنگ .

1326- چاپ و انتشار جلد سوم سبک شناسي يا تطور نثر فارسي .
- انتخاب به نمايندگي مردم تهران در دوره پانزدهم مجلس شوراي ملي .
- عزيمت به سوئيس براي درمان بيماري سل .

1328- بازگشت از سفر درماني در ارديبهشت ماه .
- سرودن قصيده معروف " يک صفحه از تاريخ " .

1329- تشکيل جمعيت ايراني هواداران صلح در تهران .
- عدم پذيرش دعوت دولت پاکستان براي سفر به آن کشور بعلت بيماري .
- حضور در سفارت پاکستان براي عهده داري رياست مجلس يادبود محمد اقبال لاهوري و ايراد سخنراني درباره اقبال .
- عقد قرارداد با وزارت فرهنگ براي تاليف کتاب سبک شناسي شعر فارسي و عدم اتمام بدليل بيماري .
- سرودن آخرين اثر خود يعني قصيده " جغد جنگ " .

- فرستادن پيامي به جوانان ايران در 29 اسفند ماه .

1330- فوت در اول ارديبهشت ماه، ساعت 8 صبح در سن 65 سالگي، واقع در خانه خود در خيابان ملک الشعرا بهار، خيابان تخت جمشيد .
- تشييع جنازه در بعد از ظهر روز دوم ارديبهشت ماه از مسجد سپهسالار تا چهار راه مخبرالدوله و دفن پيکرش در باغ آرامگاه ظهيرالدوله واقع در شميران .

تاليفات:

-چهار خطابه
-يادگار زريران
-احوال فردوسي
-زندگاني ماني
-دستور پنج استاد
-شعر در ايران
-تاريخ تطور شعر فارسي
-ديوان اشعار
-سبک شناسي
-تاريخ مختصر احزاب سياسي
-نيرنگ سياه يا کنيزان سفيد (رمان)
-تربيت نا اهل (نمايشنامه)

تصحيح‌ها:

-تاريخ سيستان
-رساله نفس
-مجمل التواريخ و القصص
-منتخب جوامع الحکايات و لوامع الروايات عوفي
-تاريخ بلعمي
-شاهنامه فردوسي

منبع : مجله بخارا- شماره 55

تهيه و تنظيم: محمد شکراله زاده

روز بزرگداشت سعدی

یاد روز سعدی

اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با سالروز تولد شیخ اجل سعدی شیرازی كه فرهنگوران او را به‌عنوان استاد سخن می‌شناسند،یادروز سعدی نام گرفته است.

افزون بریك دهه‌است كه با مشاركت نهادها و ارگان‌های فرهنگی فارس، سعدی پژوهان و سعدی شناسان هر سال با اجتماع بر تربت استاد سخن سعدی شیرازی با نكوداشت یاداین پیام آور انسانیت به تبیین آرا و اندیشه‌های شیخ اجل می‌پردازند.

برای آنكه بدانیم سعدی كیست؟ جایگاه این شاعر گرانمایه در شعر و ادبیات پارسی كجاست و پرداختن به اندیشه‌های استاد سخن تا چه میزان به عنوان یك نیاز امروزی محسوس است مروری كوتاه بر آنچه درباره افكار و آرا این شاعر گرانمایه بیان شده است می‌كنیم.

بسیاری از دانشوران و سعدی شناسان توجه به آثار واخلاق سعدی و الهام‌گرفتن از شخصیت برجسته‌استادسخن را لازمه و ضرورت زندگی امروزی می‌دانندو معتقدند:

توجه به آثار و اندیشه‌های شیخ اجل موجب بازشناسی فرهنگ غنی‌ایرانی می‌شود.

یاد روز سعدی

استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز در این‌باره گفت:جامعه ایرانی باید به این موضوع بیندیشد كه‌چگونه گذشته افتخارآمیز هنر، فرهنگ و ادبیات ایرانی را پاس دارد و محفوظ نگاه دارد.

دكتر كاووس حسن لی، گستره تاثیر فرهنگی و ادبی سعدی را جهانی دانست و افزود:این گستره حتی سیاستمداران ایران و جهان را نیز در برمی‌گیرد ازاین رو برگزاری برنامه‌هایی چون یاد روز شاعران پارسی‌گو می‌تواند گامی مهم در جهت تبیین اندیشه سعدی، حافظ و سایر شاعران بزرگ قلمداد گردد كه باید از آن بهره كافی برد.

دكتر منصور رستگار فسایی پژوهشگر ، سعدی شناس و استاد دانشگاه نیز سعدی را شاعری با ابعاد جهانی و بین‌المللی توصیف كرد و گفت:سعدی دركنار ابعاد مختلف شخصیتی شاعری گرانمایه است و معنای زندگی ایرانی را درابعاد بیرونی و درونی می‌توان از شخصیت سعدی الهام گرفت.

استاد و پژوهشگر دانشگاه شیراز افزود: یكی از ابعاد شخصیت سعدی توجه به درون و توجه به دل است كه این بعد در روحیه ایرانی نهفته است و مورد توجه قرارداد.

یاد روز سعدی

وی گفت: همچنین توجه به اخلاق و فرزانگی نیز مورد تاكید سعدی بوده است كه این بعد نیز در بین ایرانیان جایگاه متعالی دارداز این رو اصحاب فرهنگ ایرانیان را به بعد اخلاق شهره می‌دانند.

رستگارافزود:نقطه‌اشتراك بین شخصیت شاعران بزرگ داشت روح ایرانی و فرهنگ ایران است و تلاش فرهنگوران ایرانی نیز باید همین باشد كه این روح را زنده نگهدارند.

وی گفت: از این رو شخصیت هر شاعر ایرانی اول باید از بعد ایرانی بودن مورد بررسی قرار گیرد و سپس به سایر ابعاد شخصیتی آن شاعر پرداخت.

دو كتاب پر مغز و ارزشمند سعدی بوستان و گلستان است ، گلستان و بوستان سعدی حاصل شناخت او از انسان است و این دو اثر گرایش انسانی دارد.

اما آن چه سعدی در كتاب‌های خود جمع‌آوری كرده است حاصل 30 سال دنیا دیدن، تجربه زندگی همراه با تامل، شناخت از ماهیت انسان و بهره‌گیری از حكیمان و عارفان است.

یاد روز سعدی

استاد سخن در مرحله‌ای از زندگی به سیر و سیاحت در بیشتر كشورهای اسلامی پرداخت، به بلخ و غزنه رفت، به گجرات در هندوستان سفر كرد و با تجربه برهمن‌های هند آشنا شد و در دهلی زبان هندی را فرا گرفت.

در این دوران سعدی از طریق دریا به یمن و حبشه و سپس به كشورهای عربی رفت وپس اززیارت كعبه‌مدتی در شام به ویژه در دمشق،بعلبك لبنان‌و بیت‌المقدس ساكن شد.

سعدی پس از سفرهای بسیار به شیراز بازگشت و تجارب خود را به نگارش در آورد این شاعر گرانمایه در سال 655 هجری زیباترین و لطیف‌ترین شعرهای خود یعنی بوستان را در ده باب سرود و در آن به مهم‌ترین مسایل اخلاقی و انسانی مانند عدل، احسان، عشق ، تواضع ، قناعت ، شكر و توبه پرداخت.

سعدی همچنین در سال 656 اثر دیگر خود یعنی گلستان را به رشته تحریر در آورد كه آمیزه‌ای از نظم و نثر و مجموعه حكایاتی است كه سعدی موضوع آن را تجربه كرده یا ساخته ذهن او است.

در كنار همه‌اوصافی كه برای سعدی به عنوان شاعر پر آوازه‌ی ایرانی، آورده اند بسیاری سعدی را به عنوان پیام آور انسانیت می‌شناسند.

یاد روز سعدی

سعدی سفیر انسانیت ، همبستگی و همزیستی است و برای گفت وگوی فرهنگ ها و تمدنها با اشعار زیبای خود زمینه‌سازی كرده است.

ازاین رو استاد سخن در اشعار خود به عالم معنویت ، عرفان و فلسفه ورود كرده است و به بیان دردها و مشكلات بشریت و ارائه راه حل پرداخته است.

تاثیر پذیری شاعران سرزمین‌های دیگر از شعر و ادبیات سعدی نیز موضوعی است كه در پژوهش‌های مختلف به آن پرداخته شده است.

افراد اندیشمند و ادیبان بسیاری پیش از سعدی شیرازی ظهور كردند اما تاثیر سعدی در عرصه اخلاق و ادبیات ایران و جهان اسلام بیش از همه بوده است.

شیخ اجل و دو كتاب گلستان و بوستان او در تار و پود اندیشه و فرهنگ ایرانیان رسوخ كرده است و با سپری شدن قرن‌ها از وفات وی همچنان به عنوان شخصیت تاثیرگذار بر شعر و ادبیات فارسی مطرح است.

یاد روز سعدی

از این رو سعدی نه تنها در شیراز و نه تنها در كشور خود بلكه در همه جهان نامی آشنا و شناخته شده است به طوری كه از میان بزرگان ادب، تنها شعر او است كه بر سردر مقر سازمان ملل در نیویورك نوشته شده است.

در هر حال از سعدی باید به عنوان جان مایه فرهنگ ایرانی و حرمت قلم یاد كرد ، بی‌شك سعدی از پیشگامان عرصه‌ای است كه اینك پس از گذشت قرن ها روندگان بیشماری یافته است ، این شاعر گرانمایه نه یك شاعر كه جان‌مایه یك فرهنگ ، نه یك مصلح كه روح یك ملت و نه یك نویسنده كه خود حرمت قلم است و متن تاریخ فرهنگ این سرزمین را با نشان‌های بایسته خویش آذین بسته است.

در طول قرن‌های گذشته در ایران و خارج از ایران كسانی كه زبان و ادب فارسی آموخته‌اند، همگی از بركت وجود سعدی و آثار گرانبهای وی چون گلستان بوده است و این ارزشها است كه پاسداشت نام و یاد سعدی را پیش از پیش ضروری ساخته است.

امسال نیز چون سالهای گذشته از سوی مركز سعدی شناسی و نهادها و ارگانهای فرهنگی فارس اول اردیبهشت ماه یاد روز سعدی در شیراز پاس داشته  شد و علاوه بر گلباران آرامگاه استاد سخن نشست‌های علمی سعدی شناسی در شیراز برگزار ‌گردید.

روز ارتش و نیروی زمینی مبارک باد

به مناسبت بزرگداشت عطار نیشابوری

 

آن یکی دیوانه را  می تاختند          کودکانش سنگ می انداختند

در گریخت او زود در قصر عمید         بود او در صدر آن قصر مشید

دید در پیشش نشسته چند کس      باز می رانند از رویش مگس

بانگ بروی زد عمید از جایگاه            گفت ای مدبر که داد اینجات راه

گفت بود از دیده من خون چکان        زآنکه سنگم می زدند این کودکان

آمدم کز کودکان بازم خری                خود تو صدباره زمن عاجز تری

چون تو را در پیش باید چند کس        تا زرویت باز می راند مگس

روز 25 فروردین ماه در تقویم رسمی کشور به نام عطار نیشابوری نامگذاری شده است و همه ساله مراسم بزرگداشت این شاعر و عارف نامی در شهر نیشابور برگزار می شود.

یكی از سرآمدان شعر و ادب فارسی، عطار نیشابوری است. مورخان و محققان، نام او را «محمد» و لقبش را «فرید الدین» و کنیه اش را «ابوحامد» نوشته اند. در اشعارش بیشتر به «عطار» تخلص نموده و گاهی هم «فرید» را كه بی گمان مخفف لقب اوست ـ برای تخلص شعری خود برگزیده است. نام پدر عطار هم ابراهیم و كنیه او ابوبكر است و بعضی به اشتباه، جز این نوشته اند. مادر او هم چنانكه از فحوای كلام عطار بر می آید، زنی اهل معنی و خلوت گزیده بوده است. عطار در وصف مادر خود سروده است.

اگر چه رابعه صد تهمتن بود      ولیكن ثانبه این نیك زن بود

چنان پشتم قوی داشت آن ضعیفه    كه ملك شرع را روی خلیفه.....

نبود او زن كه مرد معنوی بود     سحرگاهان دعای او قوی بود

سال تولد شیخ را كه اكثر مورخان 512 یا 513 در «كدكن نیشابور» نگاشته اند، كه به دلایلی نادرست است. زیرا اگر شهادت او را در سال 618 و در قتل عام نیشابور به دست مغول درست بدانیم به ناچار باید مدت عمر او را یكصد و شش سال پنداشت كه این نظر، با اشعار شیخ كه عمر خود را از سی سالگی تا هفتاد و اند سالگی ذكر كرده، سازگار نیست. آخرین سالی را كه عطار برای عمر خود ذكر كرده است، «هفتاد و اند» است:

مرگ در آورد پیش، وادی صد ساله راه      عمر تو افكند شست بر سر هفتاد واند

پس بنابراین شیخ بیش از هفتاد سال و كمتر از هشتاد سال عمر داشته است. و اگر بپذیریم عطار در سال 618 به دست مغولان به شهادت رسید، و در آن تاریخ نزدیك به هشتاد سال سن داشته، پس فرض ولادت او در حدود سال 540 به واقع نزدیكتر است.

آرامگاه عطار، نیشابور (استان خراسان)

شیخ عطار داروخانه ای داشته كه در آن به كار طبابت می پرداخته است

به داروخانه پانصد شخص بودند         كه در هر روز نبضم می نمودند

و در همان ایام، شعر هم می سرود و دو كتاب معروف «مصیبت نامه» و «الهی نامه» را در داروخانه آغاز كرد:

مصیبت نامه كاندوه جهان است        الهی نامه كاسرار عیان است

به داروخانه كردم هر دو آغاز             چه گویم زود رستم زان و این، باز

ظاهراً اشتغال به كار طبابت و اداره كردن داروخانه ای پر رونق كه هر روز پانصد شخص در آنجا نبض  می نمودند، عطار را از هر كس بی نیاز می كرد:

بحمدا... كه در دین بالغم من            به دنیا از همه كس فارغم من

هر آن چیزی كه باید بیش از آن هست       چرا یازم به سوی این و آن دست؟

و به همین سبب است كه شیخ زبان به مدح شاهان نیالود و قدر و منزلت سخن را نكاست و لطافت شعر خود را به دون همتی تیره نساخت:

لاجرم اكنون سخن با قیمت است       مدح منسوخ است و دقت حكمت است

دل زمنسوخ و زممدوحم گرفت          ظلمت ممدوح در روحم گرفت

تا ابد ممدوح من حكمت بس است     در سر جان من این همت بس است

دولتشاه و جامی و دیگر تذكره نویسان، برای ورود شیخ به حوزه عرفان و پیوستن او به حلقه صوفیان، داستانی بافته و ساخته اند كه قابل قبول نیست.

دولتشاه می نویسد: «شیخ روزی خواجه وش بر سر دكان نشسته بود و پیش او غلامان چالاك كمر بسته، ناگاه دیوانه ای بلكه در طریقت فرزانه ای به در دكان رسید و تیز تیز در  دكان او نگاهی كرد بلكه آب در چشم گردانیده آهی كرد، شیخ درویش را گفت: چه خیره می نگری؟ مصلحت آن است كه زود درگذری. دیوانه گفت: ای خواجه من سبكبارم و بجز خرقه هیچ ندارم.

ای خواجه كیسه پر عقاقیر                 در وقت رحیل چیست تدبیر؟

من زود از این بازار در می توانم گذشت؛ تو تدبیر اثقال و احمال خود كن! و از روی بصیرت فكری به حال خود كن. گفت: چگونه می گذری؟ گفت: این چنین و خرقه از بر كنده، زیر سر نهاده جان به حق تسلیم كرد. شیخ از سخن مجذوب پر درد گشت و دل او از خشكی بوی مشك گرفت. دنیا بر دل او همچون مزاج كافور سرد شد و دكان را به تاراج داد و از بازار دنیا بیزار شد. بازاری بود،  بازاری شد. در بند سودا بود، سودا در بندش كرد. نه كه این سودا موجب اطلاق است و مخرب بارنامه و طمطراق.»

و بنابه روایت جامی، سبب گرایش عطار به تصوف آن بود كه: «روزی در دكان عطاری مشغول و مشغوف معامله بود. درویشی آنجا رسید و چند بار شی ءٌ لله گفت. وی به درویش نپرداخت، درویش گفت: ای خواجه تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت: چنانكه تو خواهی مرد. درویش گفت: تو همچون من می توانی مرد؟ عطار گفت: بلی. درویش كاسه چوبین داشت، زیر سر نهاد و گفت: الله و جان بداد. عطار را حال متغیر شد و دكان بر هم زد و به این طریق درآمد.»

همانگونه كه اشاره شد، این سخنان به دلایلی قابل قبول نیست. نخست آنكه شیخ عطار از آغاز عمر و زمان كودكی به سخن صوفیان متمایل بوده است و ایشان را دوست می داشته است و این مطلب از مقدمه  تذكره الاولیا حاصل است.

دو دیگر آنكه وی ـ همانگونه كه اشاره شد ـ مصیبت نامه و الهی نامه را در داروخانه به نظم كشیده و این  هر دو منظومه، به اسرار معرفت و رموز طریقت آمیخته است و قطعاً عطار به هنگام سرودن آنها رسوخی در تصوف داشته و گامها در سیر و سلوك عرفانی برداشته است.

چنانكه از ظاهر آثار عطار بر می آید، او بر مذهب اهل سنت بوده است. اظهار ارادت فراوانی كه عطار نسبت به خلفای سه گانه و شافعی و ابو حنیفه در مثنوی خسرونامه و كتاب تذكره الاولیا دارد، به نحوی است كه تردید در مذهب او را از بین می برد و جایی برای تأویل باقی نمی گذارد. با این حال نسبت به خاندان  اهل بیت خصوصاً مولی الموحدین علی بن ابیطالب (ع) اخلاص و ارادتی توأم با صدق نیت و حسن اعتقاد دارد. و همین اخلاص و ارادت او سبب شده است تا قاضی نورالله شوشتری به اشعار او تمسك جوید و او را در زمزه شیعیان بداند.

عطار را بر هر مذهبی كه بدانیم باید او را مردی مخلص و مؤمن، خداشناس و خداترس، زاهد و عاشق و سالك و اصل دانست.

فهرست دقیقی از آثار عطار در دست نیست. تعداد كتابهایی را كه به او نسبت داده اند، از صد جلد متجاوز است. در پر گویی عطار حرفی نیست. خود او هم به این نكته اشاره داد:

ز هر در گفتم و بسیار گفتم           چو زیر چنگ شعری راز گفتم

كسی كو چون منی را عیب جویست      همین گوید كه او بسیار گویست

اما انتساب مجموعه ای صد جلدی به او هم چندان درست نمی نماید. خود او در خسرو نامه از مصیبت نامه، الهی نامه، اسرار نامه، مختار نامه، مقامات طیور یا منطق الطیر و خسرو نامه و جواهر نامه و شرح القلب  یاد كرده است. و ضمناً به قصاید و غزلیات و قطعات سروده شده خود هم اشاره دارد. بنابراین آثار مسلم عطار را می توان این قرار دانست:

1ـ مصیبت نامه، 2ـ الهی نامه، 3ـ اسرار نامه، 4ـ مختار نامه، 5ـ مقامات طیور، 6ـ خسرو نامه، 7ـ جواهر نامه، 8ـ شرح القلب، 9ـ دیوان قصاید و غزلیات.

و چون كتاب منثور تذكره الاولیا را هم بر این مجموعه بیفزاییم تعداد آثار مسلم او به ده كتاب بالغ می گردد. با این حال نمی توان همه آثار را یكدست دانست. از این رو منطق الطیر، الهی نامه، مصیبت نامه و اسرار نامه در یك سطح می باشند و گوینده او بی شك عطار است. اما آثاری مانند خسرو نامه، جواهر الذات همچنین اشتر نامه جهت مضمون و هم از لحاظ شیوه بیان، به سخن گوینده الهی نامه و منطق الطیر نمی رسد و در صحت انتساب آنها به عطار جای تأمل است. چنانكه مظهر العجایب، لسان الغیب، كنز الاسرار، مفتاح الفتوح و وصیت نامه، بی شك مدتها بعد از روزگار عطار به وصف آمده اند و آثاری مانند هیلاج نامه، منصور نامه،  خیاط نامه، وصلت نامه و بیسر نامه بی گمان مجعول است و نمی توان آنها را در شمار سخن عطار آورد.

عمری به هوس گذاشتی خیز و برو             سر بر که و مه گذاشتی خیز و برو

دانی تو که هر که زار ناچار بمرد                  به از من و از همچو تو بسیار بمرد

 ***

از مال جهان جز جگری ریشم نیست             اینست و جز این هیچ کم و بیشم نیست  

از خویشتن و خلق به جان آمده ام                یک ذره دل خلق و سر خویشم نیست

 ***

آنکس که تمام  متقی خواهد بود                  ایمن بدنش ز احمقی خواهد بود

جز دردم واپسین نگردد  روشن                    تا خواجه  سعید یا شقی خواهد بود

 ***

شب نیست که خون از دل غمناک نریخت       روزی نه که آب روی من پاک نریخت

یک شربت آب خوش نخوردم همه عمر          تا باز ز راه  دیده بر خاک نریخت

 ***

گفتم دل و جان بر سر کارت کردم           هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا تو که باشی  که کنی یاد مرا            کان من بودم که بی قرارت کردم

23 فروردین روز لبخند های زیبا

بر اساس مصوبه هیئت وزیران در سال ۱۳۶۲ روز ۲۳ فروردین روز دندانپزشک وهفته آخر فروردین ماه هفته دندانپزشکی نامگذاری شد. ما نیز به بهانه روز دندان پزشک به بررسی این حرفه و تاریخچه آن در ایران می پردازیم .

از عمر دندانپزشکی در ایران بیش از ۷۰ سال نمی گذرد.

در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی یعنی حدود ۸۷ سال پیش فقط سه نفر دندانپزشک در شهر تهران وجود داشت. یکی از برجسته‌ترین آنها، دکتر دندانپزشک اهل کشور لهستان بود که دندانپزشک مخصوص رضاخان به شمار می‌رفت و تبحر فوق‌العاده‌ای در طراحی و ساخت پروتزهای دندانی داشت. دو دندانپزشک دیگر تهران قدیم نیز اهل کشور سوئیس و ترکیه بودند.
پس از تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۶، دندانپزشکان به‌صورت مجزا در آن تحصیل نمی‌کردند بلکه درمان بیماری‌های دهان و دندان به‌عنوان واحدی جداگانه به پزشکان تدریس می‌شد.
۲۳ فروردین؛ روز دندانپزشک
تا چندی پیش از این، هنگامی که صفحات تقویم رومیزی خود را ورق می‌زدید و به روز ۲۳ فروردین می‌رسیدید، مشاهده می‌کردید که در گوشه‌ای از صفحه نوشته شده است: ” روز بهداشت‌کار دهان و دندان ” . ولی اکنون چند سالی است که این روز به نام روز دندانپزشک نام‌گذاری شده است.

هرچند به‌نظر می‌رسد بهتر بود روز جداگانه به این نام اختصاص می‌یافت تا بیشتر نشانگر نقش این گروه از پزشکان در ارتقای سطح بهداشت دهان و دندان افراد جامعه و درمان بیماری‌های دهان و دندان باشد.
دندانپزشکی، حرفه‌ای بسیار قدیمی است و شاید پیدایش آن به زمانی بازگردد که انسان‌ها به فکر سلامت و بهداشت و زیباتر کردن دندان‌هایشان افتادند.

 اولین مسواک‌ها را اهالی خاورمیانه استفاده می‌کردند و آن را با همین نام یعنی >Misswak< می‌خواندند. مسواک آنها شامل شاخه کوچکی از درخت <سالوادوراپرسیکا> بود که آن را روی آب به مدت یک روز غوطه‌ور می‌کردند تا الیاف آن از هم جدا شوند. چوب این درخت اثرات مثبتی نیز روی لثه‌ها داشت.
جالب است بدانید نخستین صندلی‌های دندانپزشکی که در جهات گوناگون حرکت می‌کنند، در موزه <دانشکده کپنهاک> به نمایش گذاشته شده است، در صورتی که به هلند سفر کردید حتما از این موزه دیدن کنید ولی اغلب دندانپزشکان تا سال ۱۹۵۰ یعنی حدود ۵۰ سال پیش ترجیح می‌دادند ایستاده کار کنند، برخلاف دندانپزشکان امروزی که اغلب در حالت نشسته روی دندان‌های شما کار می‌کنند.


تفاوت دندانپزشک و دندان‌ساز
شاید شما هم شنیده‌اید که برخی افراد که ازنظر تحصیلات در مراتب بالایی قرار دارند می‌گویند <ساعتی پیش برای عصب‌کشی دندان به مطب دندان‌سازی رفته بودم.> در حالی که این اصطلاح کاملا اشتباه است. <دندانپزشکی> و <دندان‌سازی> دو حرفه متفاوت هستند.
اولین دانشکده دندانپزشکی در سال ۱۳۳۵ در دانشگاه تهران دایر شد و دندانپزشکان قدیمی‌تری که می‌شناسید، نخستین دانشجویانی بودند که از این دانشکده فارغ‌التحصیل شدند.
دندانپزشک:
فردی است که پس از گذراندن شش سال دوره عمومی دندانپزشکی و ارائه پایان‌نامه، از دانشکده دندان‌پزشکی فارغ‌التحصیل شده و با مدرک دکترای دندان‌پزشکی کلیه خدمات عمومی دندانپزشکی را ارائه می‌کند. یک دندانپزشک می‌تواند دندان‌های شما را ترمیم کند، دندان‌ها‌ی‌تان را عصب‌کشی کند، ارتودنسی متحرک و ثابت انجام دهد و دندان‌های‌تان را مرتب کند، به درمان بیماری‌های لثه‌ شما بپردازد و انواع دست‌های دندان‌های متحرک کامل و تکه‌ای (پارسیل) و روکش‌ها را برای دندان‌های‌تان بسازد. دندانپزشکان اجازه جراحی‌های در محدوده دهان و لثه را نیز دارند.
دندان‌ساز:
دندان‌سازان معمولا افرادی هستند که دندان‌سازی را به‌صورت تجربی فراگرفته‌اند. شما تابلوهایی با این عنوان در سطح شهرها مشاهده می‌کنید. این افراد دارای تحصیلات علمی و دانشگاهی نیستند بلکه به‌صورت تجربه و آزمون و خطا برخی از اقدامات دندان‌پزشکی را زیرنظر افراد هم‌صنف خود آموخته‌اند. جالب است بدانید که به این گروه ‌از افراد مطابق قانون مصوب شورای اسلامی سال ۶۴، مجوز فعالیت به‌عنوان <دندان‌سازان تجربی> داده شده ولی به‌نظر می‌رسد این مجوز فقط برای افراد قدیمی‌تر این رشته صادر شده است و در سال‌های اخیر مجوز جدیدی برای فعالیت این افراد صادر نمی‌شود. دکتر سید مهدی وردی، مدیرکل دفتر سلامت دهان و دندان وزارت بهداشت تاکید دارد: <این افراد اجازه نصب تابلوی مطب را ندارند و فقط می‌توانند کلمه دفتر کار را روی تابلوی خود بنویسند. مطابق قانون، این افراد فقط مجاز به ساخت دندان مصنوعی متحرک، پرکردن‌ پوسیدگی‌های سطحی و جرم‌گیری دندان‌ها هستند.>
دندانپزشکی علم و هنری است که تبحر و مهارت در آن با مطالعه علمی ساختمان و بافت‌های دهان و طبیعت زنده آنها و سال‌ها تجربه بالینی در مطب یا درمانگاه به دست می‌آید، بنابراین به‌نظر می‌رسد که در زمان کنونی که دندانپزشکی نوین روز به روز پیشرفت می‌کند، کم‌کم زمان آن رسیده که سلامت و بهداشت دهان و دندان مردم به‌طور کامل به متولیان آن، یعنی دندانپزشکان سپرده شود، کاری که امروزه در تمام کشورهای دنیا انجام می‌شود.
نیم‌ نگاهی به متخصصان دندانپزشکی
شما ممکن است هنگامی که با مشکلی در ارتباط با دهان و دندان خود برخورد می‌کنید، سردرگم باقی بمانید که باید به کدام متخصص دندانپزشکی مراجعه کنید. در این مطلب شما با تخصص‌های متفاوت این رشته آشنا می‌‌شوید:
آندودونتیکس (تخصص ریشه دندان)
شما معمولا برای <عصب‌کشی> دندان باید به این گروه از دندانپزشکان مراجعه کنید. هنگامی که بافت‌های درون دندان شما بر اثر رسیدن میکروب‌‌های پوسیدگی‌زا و یا ضربه آسیب ببینند و ملتهب و عفونی شوند، معمولا دندان‌های شما خود به خود دچار دردی گنگ می‌شوند که در زمان شب تشدید می‌شود. وجود این علایم نشانه این است که باید برای عصب‌کشی به دندانپزشک مراجعه کنید.
ارتودنسی (مرتب کردن دندان‌ها):
اگر دندان‌هایتان نامرتب و پس و پیش باشند و یا مشکلات و ناهنجاری‌هایی در فک بالا و یا پایین شما وجود داشته باشد، باید برای درمان به مطب این گروه از دندانپزشکان بروید. این دندانپزشکان پس از قالب‌گیری و عکس‌برداری از دهان‌تان، از پلاک‌های متحرک و نگین‌ها و سیم‌های ثابت که روی دندان‌های کار گذاشته می‌شوند، برای ردیف‌کردن دندان‌های‌تان استفاده می‌کنند.

پریودونتیکس (تخصص بیماری‌های لثه و بافت‌های نگهدارنده آن):
این روزها خیلی‌ها به دنبال جایگزین کردن دندان‌ از دست رفته‌شان، به وسیله <ایمپلنت‌های دندانی> هستند. ایمپلنت گرچه درمانی پرهزینه است، ولی زیبایی و عملکرد قبلی دندان را به شما بازمی‌گرداند. برای کارگذاشتن ایمپلنت در فک‌های‌تان باید به متخصصان بیماری‌های لثه مراجعه کنید. در صورتی که لثه‌های‌تان قرمز و متورم شده‌اند و یا خون‌ریزی می‌کنند و یا روی سطح دندان‌های‌تان جرم انباشته شده است، این گروه از دندانپزشکان می‌توانند بهترین روش‌های درمانی را به شما ارائه دهند.
دندانپزشکی ترمیمی و زیبایی:
سفیدکردن دندان‌های بدرنگ، لامینیت کردن دندان‌ها (تیغه‌ای چینی که بر سطح لبی دندان‌های جلویی چسبانده می‌شوند و دندان‌ها را ردیف و هم‌رنگ نشان می‌دهند)، از مهارت‌های این گروه از دندانپزشکان است. شما می‌توانید برای ترمیم دندان‌های‌تان با مواد هم‌رنگ دندان و یا آمالگام (ماده پرکننده نقره‌ای رنگ دندان) به این گروه از دندانپزشکان مراجعه کنید.
پروستودونتیکس (متخصص پروتزهای دندانی:)
ساخت دست دندان کامل، تکه‌ای (پارسیل) و انواع روکش برای دندان‌های‌تان را به این گروه از دندانپزشکان بسپارید. این متخصصان می‌توانند دست دندانی را برای شما بسازند که بهترین گیر را در دهان‌تان داشته باشد و بتوانید به راحتی با آن غذا بخورید.‌

به مناسبت سالروز شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی

امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در سال 1323 در کبود گنبد مشهد در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. مادرش شهربانو و پدرش زیاد نام داشت. پدرش، که از عشایر فارس بود، به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او از جاذبه ای خاص برخودار بود، از این رو علی تحت تأثیر پدر از کودکی به ارتش علاقه مند شد.

او به همراه پدر و خانواده، مانند دیگر خانواده های نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت می کرد. شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محل پرورش وی شدند. او سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال 1342 موفق به اخذ دیپلم گردید. او در سال 1343 در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد. علی از بدو ورود به دانشکده به جدیت در درس و پای بندی به مذهب شهرت یافت. و سرانجام در مهرماه 1346 در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید. او پس از طی دوره آموزشی در شیراز و اصفهان به لشگر تبریز و سپس لشگر زرهی کرمانشاه منتقل شد.

او در سال 1350 برای گذراندن دوره آموزش زبان انگلیسی به تهران آمد و پس از پایان کلاس و جدیت در تحصیل سرانجام خود از استادان زبان انگلیسی شد.ستوان یک علی صیاد شیرازی تصمیم گرفت با دختر عمویش، خانم عفت شجاع ازدواج کند اما به دلیل این که محمود، عموی علی، از مخالفان شاه بود، ساواک با این ازدواج موافقت نکرد، اما سرانجام در اثر اصرار علی، ارتش با این وصلت مبارک موافقت کرد.

علی در سال 1352 به دلیل لیاقت ها و دقت هایش در کار، برای تکمیل تخصص های توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل از ایالت اوکلاهما، در منطقه ای نظامی، با موفقیت طی کرد. در این دوره فشرده ستوان همچون مبلغی مذهبی به دعوت آمریکاییان به اسلام می پرداخت و در مجالس بحث و مناظره آنان شرکت می کرد. او در بین آشنایان جدیدش به مرد مذهبی مشهور شد. او پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید و روحیه ای با نشاط به ایران مراجعت کرد.

ارتش برای استفاده از دانش نظامی ستوان، او را در سال 1353 به اصفهان ـ مرکز توپخانه ـ منتقل کرد. علی در اصفهان با یافتن دوستان جدید مطالعات مذهبی خود را پی گرفت و شخصیت سیاسی خویش را در این دوره قوام بخشید. او در نامه ای که برای سرگرد محمد مهدی کتیبه، یکی از افسران مذهبی، ارسال کرد این جمله را نوشت: «در مورد برنامه های مذهبی بحمدالله پیش می رویم مخصوصاً در آن قسمت که می دانید». این جمله حساسیت ضد اطلاعات را برانگیخت و از آن پس وی تحت مراقبت قرار گرفت. آنها پس از تحقیق و مراقبت متوالی، او را «متعصب مذهبی» معرفی کردند و مراقبت از وی را شدت بخشیدند. جالب این است که هرکس از افسران را به مراقبت وی می گماردند یا تحت تأثیر روحیه او قرار می گرفت و گزارش مثبت برای او رد می کرد یا صیاد را از مراقبت و مأموریت خود خبر می داد و یا از اول با چنین مأموریتی مخالفت می کرد.

سروان صیاد هم زمان با اوج گیری مبارزات ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی تقیه را کنار گذارد و در ارتش علناً به دفاع از علمای اسلام و حکومت اسلامی پرداخت و سرانجام به دلیل این که در بین افسران، تبلیغات ضد رژیم می کرد، ضد اطلاعات از قرار دادن جنگ افزار در اختیار وی ممانعت کرد و اعلام نمود که از واگذاری مشاغل حساس به او خودداری شود. سرانجام سروان در 19 بهمن دستگیر و زندانی شد اما دیری نپایید که انقلاب به پیروزی رسید و او هم مانند همه مردم ایران آزاد شد.

دوره دوم زندگی سرهنگ صیاد بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز می شود: او پس از پیروزی انقلاب اسلامی با  رحیم صفوی و حجت الاسلام سالک آشنا می شود و با یکدیگر پیمان می بندند که از پادگانهای اصفهان حفاطت نمایند.

اختلاف سروان با فرماندهان ارتش موجب آشنایی وی با حضرت آیت ا... خامنه ای می گردد و از اینجا سرنوشت صیاد به کلی تغییر پیدا کرد. پس از حوادث کردستان، صیاد با درجه سرگردی به همراه سردار صفوی به غرب اعزام می گردد. و با هماهنگی ارتش و سپاه سنندج را آزاد می کنند. لیاقتهای سرگرد در کردستان موجب می گردد تا با درجه سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب منصوب گردد. اختلافات سرهنگ با بنی صدر اولین رئیس جمهوری اسلامی موجب برکناری وی و خلع دو درجه می گردد. اما دیری نپایید که بنی صدر سقوط کرد و شهید رجایی به ریاست جمهوری رسید و سروان مجدداً با دو درجه به غرب کشور اعزام می شود. سرهنگ با تأسیس قرارگاه حمزه سیدالشهداء لشگرهای 64 ارومیه و 28 کردستان و تیپ های 23 نیروی ویژه هوا برد و تیپ 30 گرگان شهرهای بوکان و اشنویه را آزاد کرد.

در هفتم مهرماه 1360 به خاطر رشادت ها و لیاقتها توسط رهبر معظم انقلاب حضرت امام خمینی (ره) به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد. او با هماهنگی با سپاه قهرمان پاسداران انقلاب اسلامی در عملیات طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، مطلع الفجر، محرم، والفجر 1، 2، 3، 4، 8، 9، عملیات خیبر و بدر و قادر شرکت نمود و پیروزی های بزرگی را برای ایران اسلامی به ارمغان آورد که بی شک در تاریخ امت اسلامی به عظمت خواهد ماند. سرهنگ در مرداد سال 1365 از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داد و با پیشنهاد آیت الله خامنه ای و تصویب رهبر انقلاب به سمت نمایندگی امام در شورای عالی دفاع منصوب شد.

در سال 66 به درجه سرتیپی نایل آمد. سرتیپ صیاد شیرازی در سال 67 در عملیات مرصاد که مرزهای غرب ایران مورد هجوم منافقین قرار گرفته بود شرکت و با روحیه ای بسیجی ضربات محکمی را بر پیکر مزدوران منافق وارد کرد. سرانجام صیاد شیرازی در مقام جانشینی ریاست ستاد کل به خدمت مشغول شد. تیمسار سرتیپ صیاد شیرازی در 16 فروردین 1378 همزمان با عید خجسته غدیر با حكم مقام معظم فرماندهی كل قوا به درجه سرلشگری نایل آمد

شهادت

بيست و يکم فروردين ماه بود. نسيم ملايم بهاري برگهاي درختان را نوازش مي‌کرد. پدر مطابق هميشه ساعت 6:30 آماده رفتن شد. من و برادر کوچکترم محمد همراه ايشان به مدرسه می رفتیم. پدر کنار ماشين در خيابان ايستاد. ناگهان مردي با لباس کارگران شهرداري جلو آمد، و نامه‌اي به پدرم داد، او هيچگاه راننده و محافظ نداشت. پدر نامه را باز کرد. در همين لحظه آن شخص اسلحه‌اش را بيرون آورد و چهار گلوله به سر پدرم شليک نمود. با ناباوري به صحنه نگاه کردم نمي‌دانستم چه کار کنم، باورم نمي‌شد. در خيابان هيچ‌کس نبود که مرا درک کند، به سمت منزل همسايگان دويدم و با يکديگر او را به بيمارستان فرهنگيان رسانديم. اما ديگر دير شده و او به آسمان پر کشيده بود. با نگاهي به قامت غرق در خون او خاطره سال‌ها جهاد و دلاوري‌اش در ذهنم مرور شد، پدر قهرمانم آرام گرفته بود، صداي بال ملائک در گوش جانم پيچيد و عطري بهشتي در فضا طنين افکند.

چند خاطره

1 ) در یكی از جلسات همراه چند تن از مسؤولین و فرماندهان خدمت امام (ره) رسیدیم و به ترتیب گزارش مي‌دادیم. ناگهان همه حواسم متوجه امام شد. شخصی در حال گزارش دادن بود، هنوز جمله‌اش تمام نشده بود كه یكدفعه حضرت امام بلند شدند و به سمتی از اتاق رفتند. امام بي‌مقدمه این كار را انجام داده بودند و همه متعجب بودیم. یكی از حضار گفتند: «آقا كسالتی پیش آمد؟» سپس امام پاسخی دادند كه با تمام وجود لرزیدم. فرمودند: «وقت نماز است.» امام به نماز ایستادند و ما هم به ایشان اقتدا كرده، نماز را به جماعت خواندیم. آن روز اهمیت نماز اول وقت برای همه ما آشكار شد زیرا امام همواره مي‌فرمودند:« در رأس همه امور جنگ است.» و حال آنكه در یك جلسه مربو ط به جنگ اقامه نماز اول وقت را ارحج مي‌دانستند.

3 ) شهید صیاد شیرازی مردی با اخلاص، پاك نیت و صبور بود. عمری برای خدمت به اسلام و میهن اسلامي‌ در مقابل دشمنان ایستاد و هر آنچه داشت در طبق اخلاص گذاشت. ایشان روز عید غدیر خم به خدمت رهبر انقلاب (فرمانده كل قوا) شرفیاب شده بود. من شب قبل از آن خواب دیدم رهبر انقلاب با ناراحتی به من نگاه مي‌كنند. عر ض كردم از من ناراحتید؟ فرمودند نه امام زمان (عج) هم از شما راضی است. من خوشحال شدم و تقاضای كارت ملاقات كردم و ایشان یك كارت به من دادند. پس از شهادت صیاد شیرازی فهمیدم كه تعبیر خوابم شهادت همسرم بوده است. او روز عید غدیر، عیدی بزرگی از مولایش گرفت. مزد آن همه تلاش و عشق و ایثار فقط شهادت بود.

3 ) رضا ایرانمنش هنرپیشه و جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس نقل می کند که؛ در طول‌ دوران‌ بازیگري‌ خاطرات‌ زیادي‌دارم‌، اما اولین‌ كارم‌; یعني‌ همان‌ «سجاده‌ آتش‌»در ذهنم‌ باقي‌ مانده‌ است‌. که البته‌ مربوط به ‌تصویربرداري‌ مجموعه‌ است‌. زماني‌ كه‌ این‌ فیلم‌را كار مي‌كردیم‌، من‌ هر روز صبح‌ زود از خوابگاه ‌دانشجویان‌ بیرون‌ مي‌آمدم‌ و با تاكسي‌ به‌ طرف‌میدان‌ انقلاب‌ مي‌رفتم‌ و در آنجا به‌ اتفاق‌ سایردست‌اندركاران‌ و عوامل‌، با یك‌ ماشین‌ به‌ محل‌لوكیشن‌ مي‌رفتیم‌. . در یكي‌ از روزها از جلو خوابگاه‌ سوار تاكسي‌ شدم‌ تا به‌ میدان‌ انقلاب‌بروم‌، اما مشاهده‌ كردم‌ كه‌ یك‌ پاترول‌ جلوتر ازمن‌ ترمز كرد و سپس‌ دنده‌ عقب‌ به‌ سمت‌ من‌ آمد؛ در كمال‌ تعجب‌ مشاهده‌ كردم‌ كه‌ «شهید صیادشیرازي‌»» است‌. از آنجا كه‌ لباس‌ بسیجي‌ پوشیده‌بودم‌ و با همان‌ لباس‌ باید در تصویربرداري‌ حضورپیدا مي‌كردم‌، شهید به‌ من‌ گفت‌: «بسیجي‌ سوارشو، من‌ شما را مي‌رسانم‌». ». ابتدا باور نمي‌كردم‌ كه‌شهید صیاد است‌، اما پس‌ از این‌ كه‌ سوار شدم‌،مطمئن‌ شدم‌ كه‌ او خدابیامرز شهید صیاد شیرازي‌است‌‌. آن‌ روز گذشت‌ و پس‌ از آن‌ هم‌ چندین‌ بار پیش‌ آمد كه‌ شهید مرا جلوي‌ خوابگاه‌ دید و تامسیري‌ رساند. . البته‌ ایشان‌ متوجه‌ شده‌ بودند كه‌من‌ بسیجي‌ نبودم‌، بلكه‌ تنها هنرپیشه‌ بودم‌. پس‌ ازآن‌ هم‌ چندین‌ بار در شب‌هاي‌ احیا در خدمت‌این‌ بزرگوار بودم‌ و مي‌توانم‌ بگویم‌ یكي‌ ازخاطرات‌ زیباي‌ من‌ همان‌ آشنایی با شهید صیادشیرازي‌ بود كه‌ هیچ‌گاه‌ نمي‌توانم‌ آن‌ را از یاد ببرم‌.

پیام رهبر

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
«من‌المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا.
امیر سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن نظامی مؤمن و پارسا و پرهیزگار، سپهبد علی صیاد شیرازی امروز به دست منافقین مجرم و خونخوار و روسیاه به شهادت رسید. این نه اولین و نه آخرین باری است که وای نورانی و سرشار از عشق و ایمان و وفاداری به آرمان‌های بلند الهی، هدف تیر خشم و عناد و عصبیت از سوی زمره جنایتکار و فاسدی که ادامه حیات خود را در خدمتگزاری به دشمنان اسلام داسنته است،‌ قرار مي‌گیرد. و دست خائن خودفروخته‌یی، نهال ثمربخش انسان والایی را قطع مي‌کند. سرزمین‌های داغ خوزستان و گردنه‌های برافراشته‌ی کردستان سال‌ها شاهد، آمادگی و فداکاری این انسان پاک‌ نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه‌های دفاع مقدس یادآور صدهاخاطره از رشادت و از خود گذشتگی او حفظ کرده است. خطر مرگ کوچکتر از آن است که بندگان صالح خداوند را از راه او بازگرداند. و عشق به منال دنیوی حقیرتر از آن است که در دل نورانی شایستگان جایی بیابد، کوردلان منافق بدانند که با این جنایت‌ها روز به روز نفرت ملت ایران از آنان بیشتر خواهد شد. فضل بیکران الهی بر روح شهید عزیزمان علی صیاد شیرازی ولعنت و نفرین خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر ایادی منفور و مطرود استکبار. اینجانب شهادت این بنده‌ی برگزیده خدا را به ملت ایران به خصوص به یاران دفاع مقدس و ایثارگران جبهه‌های نور و حقیقت و به خانوده گرامی و فداکار و بازماندگان محترمش تبریک و تسلیت مي‌گوییم و صمیمي‌ترین درود خود را به روح پاک او و به خون ناحق ریخته او نثار مي‌کنیم.

وصیتنامه

خداوندا! این تو هستی که قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایتت قرار دادی. خدایا تو مي‌دانی که همواره آماده بوده‌ام آنچه را که تو خود به من دادی در راه عشقی که به راهت دارم نثار کنم، اگر این نبود آنهم خواست تو بود. پروردگارا! رفتن در دست توست، من نمي‌دانم چه موقع خواهم رفت، ولی مي‌دانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمان (عج) قرار دهی و آنقدر با دشمنان قسم خورده‌ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم. از پدر و مادرم که حق بزرگی بر گردن من دارند مي‌خواهم مرا ببخشند، من نیز همواره برایشان دعا کرده‌ام که عاقبتشان به خیر باشد. از همسر گرامی و فداکار و فرزندانم مي‌خواهم که مرا ببخشند که کمتر توانسته‌ام به آنها برسم و بیشتر مي‌خواهم وقف راهی باشم که خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده،‌ آنچه از دنیا برایم باقی مي‌ماند حق است که در اختیار همسرم قرار گیرد... خداوندا! ولی امرت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده و پاینده و موفق بدار، آمین یا رب‌العالمین،‌ من‌الله‌التوفیق.

  منبع: خاطرات امیر سپهبد صیاد شیرازی ـ مرکز اسناد انقلاب اسلامی

روز ملی فناوری هسته ای

 

شهادت سید مرتضی آوینی

امروز سالگرد مردي است كه از سال‌ها پيش گفته بود: "پندار ما اين است كه ما مانده‌ايم و شهدا رفته‌اند، اما حقيقت آن است كه زمان ما را باخود برده است و شهدا مانده اند." و امروز شايد خيلي از كساني كه معني قلم و رسالت قلم را جستار مي‌كنند بيشتر با مفهوم سيد مرتضي آويني آشنا مي‌شوند و اگر باوري جز حقيقت بود، 20 فروردين و يا پرواز مستندات كبوتران به عرش نمي‌رفت، كسي كه خوب لحظه به لحظه عروج سبكبالان را در تصوير و با آرزويي در خيال دنبال مي‌كرد. ياد وخاطره اش جاودان

روز جهانی بهداشت

شعار روز جهانی بهداشت ۶ آوریل 2012 مصادف با 18فروردین 1391

  Good health adds life to years  زندگی سالم، طول عمر بیشتر

 

 موضوع سال 2012 سازمان جهانی بهداشت

  Ageing and Health  سالمندی و سلامت

 

 

روز شمار هفته سلامت: 24-18 فروردین 1391

 

  • جمعه  18/1/1391              سالمندی، ورزش و سلامت معنوی
  • شنبه  19/1/1391              سالمندی و آموزش  همگانی   
  • یکشنبه 20/1/1391           سالمندی و حوادث و بلایا 
  • دوشنبه 21/1/1391            سالمندی و شهرهای دوستدار سلامت
  • سه‌شنبه 22/1/1391          سالمندی، سلامت و همکاری‌های بین‌بخشی
  • چهار شنبه 23/1/1391        سالمندی و مراقبت در برابر بیماری‌ها
  • پنج‌شنبه 24/1/1391           سالمندی و کرامت اجتماعی

شهادت حضرت فاطمه (س)