به بهانه در گذشت مولوی
جلال الدين محمد بن بهاء الدين محمد، معروف به مولانا و مولوي، در سال 604 ق در بلخ به دنيا آمد. در كودكي با پدرش، مقارن حمله مغول به آسياي صغير(تركيه امروزي) رفت و در قونيه مستقر شد. مولوي پس از فراگيري علوم از پدر و ديگر استادان صوفي و حنفيمذهب قونيه و شام به تدريس پرداخت. از مولوي آثار بينظيري بر جاي مانده كه مثنوي معنوي، ديوان شمس تبريزي، فيه ما فيه و... از آن جمله است. اشعار و آثار وي در عين سادگي و اشتمال بر مضامين عرفاني جنبههاي تعليمي قابل توجه دارد. با اين حال برخي جلوههاي نادرست آراي مولانا را نيز بايد در نظر گرفت. مولانا در سال 672 ق در 68 سالگي به ديار باقي شتافت و در قونيه به خاك سپرده شد. (تصوير، مزارخانوادگي مولانا)
پس از تاسيس دولت عثماني، پادشاهان اين امپراطوري «تصوف مولويه» را با مشرب سياسي خود سازگارتر ديده و به تبليغ و نشر آن اهتمام ورزيدند. در مقابل، اديبان دوره صفويه ميكوشيدند با انتساب اشعاري به مولوي وي را شيعه معرفي كنند.
بزرگاني چون علامه محمدتقي جعفري، سيد جعفر شهيدي و... بر آثار وي شرحهاي متعددي نوشتهاند. آيتالله سيدجواد مدرسي يزدي(ره)، پدر بزرگوار آيتالله مدرسي (عضو فقهاي شوراي نگهبان) نيز کتابي با عنوان «نقدي بر مثنوي» نوشتهاند كه برخي ديدگاههاي نادرست مولوي به ويژه بيمهريهاي وي نسبت به اهل بيت(ع) و ديدگاه وي در خصوص سوگواري حضرت اباعبدا...(ع) را ضمن بررسي، مورد نقد قرار دادهاند.
بترکه چشم حسود...