جملات پشت کامیونی


بعضی از راننده های کامیون جمله های جالبی مینویسن پشت ماشیناشون ! حالا یا جنبه طنز داره
یا جمله های فلسفی و ادبیاته یا عاشقانه است یا … بهر حال زیباست و ارزش خوندن داره ...




اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!

اگه الله کند یاری
چه اف باشد چه سوسماری!

اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی!

لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع !
عشق آمد و گفت من بی سوادم

ادامه نوشته

بدون شرح

 

پایگاه دانشجویان شهید باهنر کرمان | www.Anjoooman.iR

برای مشاهده ی تصاویر کامل به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

ساخت نخستین تراشه مغذی


دانشمندان آی‌بی‌ام اعلام کردند که توانسته‌اند گامی اساسی در ترکیب دنیای رایانه و مغز بردارند. این شرکت فناوری موفق به تولید دو پیش‌ساخت تراشه شده که به گفته محققان می‌توانند اطلاعات را شبیه مغز پردازش کنند. این تراشه‌ها نتیجه شش سال تلاش ۱۰۰ محقق بوده که حدود ۴۱ میلیون دلار برای سازمان پروژه‌های تحقیقات پیشرفته دفاعی آمریکا هزینه دربرداشته است.

این پیش‌ساخت‌ها، شواهد بیشتری را از اهمیت روزافزون پردازش همزمان یا انجام همزمان چند وظیفه توسط رایانه‌ها نشان می‌دهد. این کار از اهمیت زیادی برای نمایش گرافیکی و تجزیه مقادیر زیاد اطلاعات برخوردار است. کاربری‌های کنونی از این تراشه در سطح بسیار ساده مانند فرمان دادن به خودرو برای عبور از پیچ یا بازی‌هایی مانند پینگ‌پونگ است.

به گفته محققان برای ورود این تراشه‌ها به آزمایشگاه و بعد در محصولات بیش از یک دهه زمان لازم است. به گفته دانشمندان آنچه در این بین مهم است نه کار این تراشه‌ها که چگونگی انجام آن است. قابلیت این تراشه‌ها برای انطباق با گونه‌های اطلاعاتی که برای آن‌ها برنامه‌ریزی نشده بودند، بسیار قابل توجه است.

محققان فناوری از مدت‌ها پیش به دنبال ساخت رایانه‌هایی با توانایی یادگیری انسانی بودند اما شیوه‌های اکتشافی شرکت آی‌بی‌ام و سایر شرکت‌ها در مورد "محاسبات شناختی" می‌تواند به ساخت تراشه‌هایی با قابلیت انطباق‌پذیری بهتر به اطلاعات دور از انتظار منجر شود. این تراشه‌ها می‌توانند به صورت بالقوه به پردازش علائم دنیای واقعی مانند دما یا صوت یا حرکت کمک کرده و آن‌ها را برای رایانه‌ها قابل احساس کنند. به گفته سازندگان، این تراشه از بخش‌هایی تشکیل شده که مانند نورون‌ها و سیناپس‌های دیجیتالی رفتار کرده و آن‌ها را از سایر تراشه‌ها متفاوت می‌کند.

منبع : ایتنا

اسا2سور فضایی !

ژاپن تا سال 2050 آسانسور فضایی می سازد‍!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


شما در سالن سینما ننشسته یا بر روی مبل راحتی تان لم نداده اید، این هم فیلم پیشتازان فضا یا هر فیلم علمی تخیلی دیگری با آن همه ربات و صفینه و این داستانها نیست! حقیقت آن است که دوستان چشم بادامی مان در حال ساخت یک آسانسور فضایی کاملاً واقعی هستند و امید می رود تا سال 2050 آن را افتتاح کنند! بنا به خبر منتشره در روزنامه یومیوری ژاپن، شرکت ساختمانی اوبایاشی قول داده تا نیمه قرن جاری آسانسوری به ارتفاع 36,000 کیلومتر را به بهره برداری برساند.

این کمپانی قصد دارد تا از لوله های کربن نانو که 20 برابر محکم تر از فولاد هستند، برای ساخت کابل مورد نیاز این آسانسور بهره ببرد. قرار است در ساخت این دستگاه از کابلهایی به طول کلی 96,000 کیلومتر برای بالا و پایین بردن اتاقک آسانسور استفاده شود. بدین ترتیب طول کابل مصرفی چیزی در حدود یک چهارم فاصله زمین تا ماه خواهد بود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


از این گذشته اتاقک این آسانسور ظرفیت 30 نفر را خواهد داشت و با سرعتی در حدود 200 کیلومتر در ساعت مسافت 36,000 کیلومتری بین مبداء و مقصد را طی خواهد کرد. در همین رابطه یکی از اعضای شرکت اوبایاشی اعلام کرده است که: در حال حاضر نمی توانیم رقم دقیقی از هزینه کلی این پروژه را محاسبه و اعلام نماییم. با این وجود، تمام توان خویش را صرف تحقق این رویا خواهیم نمود.

البته با پشتکاری که از دوستان ژاپنی مان سراغ داریم هیچ بعید نیست پیش از تاریخ اعلامی بتوانند آسانسور علمی تخیلی خود را بسازند. ولی نباید از یاد ببریم که بالا و پایین رفتن با این آسانسور نه تنها قدری برای جیب ما گران تمام می شود که احتمالاً باید در صف انتظار طولانی چند صد کیلومتری نیز بیایستیم!

منبع : زومیت

شما ادم تاثیر گذاری هستید !!


* **شما آدم تاثیرگذارى هستيد** »*

آموزگارى تصميم گرفت که از دانش‌آموزان کلاسش به شيوه جالبى قدردانى کند.
او دانش‌آموزان را يکى‌يکى به جلوى کلاس مي‌آورد و چگونگى اثرگذارى آن‌ها بر
خودش را بازگو مي‌کرد.
آن گاه به سينه هر يک از آنان روبانى آبى رنگ مي‌زد که روى آن با حروف طلايى
نوشته شده بود:
*« من آدم تاثيرگذارى هستم.» ***
*سپس آموزگار تصميم گرفت که پروژه‌اى براى** **کلاس تعريف کند تا ببيند اين
کار از لحاظ پذيرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت**.*
*آموزگار به هر دانش‌آموز سه روبان آبى اضافى داد و از آن‌ها خواست که
در** **بيرون
از مدرسه همين مراسم قدردانى را گسترش داده و نتايج کار را دنبال کنند
و** **ببينند
چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از يک هفته گزارش کارشان را به کلاس**
**ارائه نمايند**.
**يکى از بچه‌ها به سراغ يکى از** **مديران جوان شرکتى که در نزديکى مدرسه بود
رفت و از او به خاطر کمکى که در** **برنامه‌ريزى شغلى به وى کرده بود قدردانى
کرد و يکى از روبان‌هاى آبى را به پيراهنش** **زد. و دو روبان ديگر را به او
داد و گفت**: *
*ما در حال انجام يک پروژه هستيم و از شما خواهش مي‌کنم از اتاقتان بيرون
برويد، کسى را پيدا کنيد و از او با نصب روبان آبى به سينه‌اش قدردانى کنيد.
مدير جوان چند ساعت بعد به دفتر رييسش که به بدرفتارى با کارمندان زير دستش
شهرت داشت رفت و به او گفت که صميمانه او را به خاطر نبوغ کاري‌اش تحسين
مي‌کند.
رييس ابتدا خيلى متعجب شد آن گاه مدير جوان از او اجازه گرفت که اگر روبان آبى
را مي‌پذيرد به او اجازه دهد تا آن را بر روى سينه‌اش بچسباند.
رييس گفت: البته که مي‌پذيرم. مدير جوان يکى از روبان‌هاى آبى را روى يقه کت
رييسش، درست بالاى قلب او، چسباند و سپس آخرين روبان را به او داد و گفت: *
*لطفاً اين روبان اضافى را بگيريد و به همين ترتيب از فرد ديگرى قدردانى کنيد.
مدير جوان به رييسش گفت پسر جوانى که اين روبان آبى را به من داد گفت که در
حال انجام يک پروژه درسى است و آن‌ها مي‌خواهند اين مراسم روبان زنى را گسترش
دهند و ببينند چه اثرى روى مردم مي‌گذارد.
آن شب، رييس شرکت به خانه آمد و در کنار پسر ١**۴** ساله‌اش نشست و به او گفت:
*
*امروز يک اتفاق باور نکردنى براى من افتاد. من دردفترم بودم که يکى از
کارمندانم وارد شد و به من گفت که مرا تحسين مي‌کند و به خاطر نبوغ کاري‌ام،
روبانى آبى به من داد.
مي‌توانى تصور کني؟ *
*او فکر مي‌کند که من يک نابغه هستم! *
*او سپس آن روبان آبى را به سينه‌ام چسباند که روى آن نوشته شده بود: *
*«من آدم تاثيرگذارى هستم.»*
*سپس ادامه داد: او به من يک روبان اضافى هم داد و از من خواست به وسيله آن از
کس ديگرى قدردانى کنم. هنگامى که داشتم به سمت خانه مي‌آمدم، به اين فکر
مي‌کردم که اين روبان را به چه کسى بدهم و به فکر تو افتادم. من مي‌خواهم از
تو قدردانى کنم.
مشغله کارى من بسيار زياد است و وقتى شب‌ها به خانه مي‌آيم توجه زيادى به تو
نمي‌کنم. من به خاطر نمرات درسي‌ات که زياد خوب نيستند و به خاطر اتاق خوابت
که هميشه نامرتب و کثيف است، سر تو فرياد مي‌کشم.
امّا امشب، مي‌خواهم کنارت بنشينم و به تو بگويم که چقدر برايم عزيزى و
مى‌خواهم بدانى که تو بر روى زندگى من تاثيرگذار بوده‌اى.
تو در کنار مادرت، مهم‌ترين افراد در زندگى من هستيد. تو فرزند خيلى خوبى هستى
و من دوستت دارم. آن گاه روبان آبى را به پسرش داد.
پسر که کاملاً شگفت زده شده بود به گريه افتاد. نمي‌توانست جلوى گريه‌اش را
بگيرد. تمام بدنش مي‌لرزيد. او به پدرش نگاه کرد و با صداى لرزان گفت: *
*«** پدر، امشب قبل از اين که به خانه بيايى، من در اتاقم نشسته بودم و*
*نامه‌اى براى تو و مامان نوشتم و برايتان توضيح دادم که چرا به زندگيم خاتمه
دادم و از شما خواستم مرا ببخشيد.»
من مي‌خواستم امشب پس از آن که شما خوابيديد، خودکشى کنم. من اصلاً فکر
نمي‌کردم که وجود من برايتان اهميتى داشته باشد. نامه‌ام بالا در اتاقم است.
پدرش از پله‌ها بالا رفت و نامه پرسوز و گداز پسرش را پيدا کرد.
فردا که رييس به اداره آمد، آدم ديگرى شده بود. او ديگر سر کارمندان غر نمي‌زد
و طورى رفتار مي‌کرد که همه کارمندان بفهمند که چقدر بر روى او تاثيرگذار
بوده‌اند.
مدير جوان به بسيارى از نوجوانان ديگر در برنامه‌ريزى شغلى کمک کرد... يکى از
آن‌ها پسر رييسش بود و هميشه به آن‌ها مي‌گفت که آن‌ها در زندگى او تاثيرگذار
بوده‌اند.
و به علاوه، بچه‌هاى کلاس** ،** درس با ارزشى آموختند: *
*« انسان در هر شرايط و وضعيتى مي‌تواند تاثيرگذار باشد. »***
*همين امروز از کساني که بر زندگي شما تاثير مثبت گذاشته‌اند قدرداني*
*کنيد.
يادتان نرود که روبان آبي را از طريق ايميل هم مي‌توان فرستاد!*
* **من اين** **روبان آبي** **را همراه با اين روايت** **به همه کساني که روي*
* **زندگيم تاثير گذاشتند و با** **مهرباني درس هاي بزرگ زندگي را به من دادند
تقديم مي کنم.***

عکس های جالب زیست شناسی



بر روی ادامه مطلب کلیک کنید تا شاهد عکس های بسیار جالب زیست شناسی باشید

ادامه نوشته

الگوی زن از دیدگاه دکتر علی شریعتی

در جامعه و فرهنگ اسلامی، سه چهره از زن داریم، یکی زن سنتی و مقدس مأب، یکی چهره زن متجدد و اروپایی مأب که تازه شروع به رشد و تکثیر کرده است، و یکی هم چهره فاطمه علیها سلام و زنان فاطمه وار که هیچ شباهت و وجه مشترکی با چهره ای به نام زن سنتی ندارد. سیمایی که از زن سنتی در ذهن افراد وفادار به مذهب در جامعه ما تصویر شده است با سیمای فاطمه (ع) همان قدر دور و بیگانه است که چهره زن مدرن.
این زن سوم، زنی است که می خواهد انتخاب کند، زنی است که نه چهره موروثی را می پذیرد و نه چهره تحمیلی صادراتی پست ترین و پلیدترین دشمنان انسانیت را. هردو را آگاه است و هردو را هم می داند. آنکه به نام سنت تحمیل می شد و در جریان آن به وراثت می رسید، مربوط به اسلام نیست. مربوط به سنتهای دوره پدرسالاریست و حتی آنچه امروز از غرب می آید، نه علم است، نه بشریت است، نه آزادی است، نه انسانیت است و نه مبتنی بر حرمت زن است. مبتنی بر حیله های پست قدرتهای پست انحرافی و تخدیرکننده بورژوازی است.

ادامه نوشته

زنان موفق ایران

زیست شناسی

پردیس ثابتی
پردیس ثابتی (زاده ۱۳۵۴ در تهران) اکنون زیست شناس برجسته ایرانی-آمریکایی اهل فلوریدا و ساکن ماساچوست در ایالات متحده آمریکا و استاد دانشگاه هاروارد است.

ثابتی سومین زنی در تاریخ است که با معدل ۱۰۰ و مدارج کامل (به لاتین:
Summa Cum Laude) از مدرسه پزشکی دانشگاه هاروارد آمریکا فارغ التحصیل شدهاست.

وی بعنوان یکی از سرشناس ترین محققان آمریکا در زمینه بررسی ژنوم مالاریا، از بنیاد بیل و ملیندا گیتس
بالغ بر ۲ میلیون دلار بودجه تحقیقاتی دریافت کرده است

پردیس ثابتی اخیرا نیز به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره نابغه جهان از سوی گروه
بین المللی Creators Synectics معرفی شدهاست.

شبکه خبری سیانان نیز در سال ۲۰۰۷، ثابتی را به عنوان «یکی از ۸ نوابغی که دنیای ما را متحول خواهند ساخت» عنوان کرده است.
تحقیقات وی در خصوص تکامل انسانی در طیف وسیعی از نشریات معتبر علمی و تحقیقاتی جهان نظیر نیچر و ساینس منتشر شدهاست. دکتر ثابتی که تاکنون بالغ بر ۲۰ اثر علمی و تحقیقاتی را به رشته تالیف درآورده است.

وی همچنین عضو هیئت ناظرین متخصص در گردهمایی سال ۲۰۰۸ مجمع جهانی اقتصاد بود.

ادامه نوشته

خانه حلزونی

تصاویر زیر خانه ای شگفت انگیز را نشان می دهد که در سال 2006 در مکزیک ساخته شد. آرشیتکت این خانه فردی بنام Javier Senosiain بود. ناتیلوس (Nautilus) نام زیر دریایی کاپیتان نمو است که نام او را بر روی این خانه گذاشتند. زن و شوهر جوان با دو فرزند به Mexico City می آیند که در یک خانه معمولی زندگی کنند آنها می خواستند خانه خود را از یک مجتمع به یک طبیعت واقعی تغییر دهند. همیشه فکر می کردند که حرکت در یک خانه حلزونی شکل، حرکت از این اتاق به آن اتاق در چنین محیط پیج در پیچی چه حسی خواهد داشت ؟

این خانه ترکیبی از طبیعت، دریا و آبزیان دریایی همچون حلزون تجربه تازه ای را برای این زن و شوهر جوان به همراه فرزندانش بوجود آورد. دیوار این خانه با پنجره های رنگی منظره زیبایی را از بیرون و داخل خانه نمایش می دهد. اتاق ها و حمام این خانه با دیوارهای شنی احساسی را به شما می دهد مثل اینکه زیر آب هستید. این خانه با تمام زیبایی های آن بسیار مستحکم و مقاوم هم است.

محیط اطراف و باغی که ان خانه را احاطه کرده:

ادامه نوشته