جوک
چی بپوشیم؟!
اونوقت شب عروسی رسماً هیچی نمی پوشن !
۲.یک حقیقت جهان شمول آیا تابحال متوجه شده اید وقتی فریاد میزنید احمق . . حداقل ده نفر سرشان را برمیگردانند !
۳.هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید \"اینجا درد میکنه؟\" بهش دروغ بگین !!! چون دقیقا همونجا رو فشار میده بی شعور .
خرابکاری های کودکانه دیدنی (عکس طنز)
اگهی پیدا کردن نانسی در شمال تهران
دستشویی پارک
سلام حالت خوبه؟
من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:
حالم خیلی خیلی توپه.
بعدش اون آقاهه پرسید:
خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟
با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛
اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم…
وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:
من میتونم بیام طرفای تو؟
آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:
نه، الآن یه کم سرم شلوغه!
یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:
ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!
ازدواج موقت از دیدحضرت امام خمينى
دستورالعمل هایی برای زندگی بهتر
سعی كنید روزها استراحت كنید تا شبها راحت بخوابید!
در نزدیكی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن نشته و استراحت كنید!
ایستادن به رفتن، نشستن به ایستادن و خوابیدن به نشستن اولویت دارد!
جایی كه میتوانید بنشینید چرا میایستید ؟
كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا!
اگر حس كار كردن به شما دست داد كمی صبر كنید تا این حس از شما بگذرد!
از همه دیرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شوید تا زحمت چیدن و جمع كردن سفره به شما تحمیل نشود!
برای كار همیشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشوید!
در میهمانیها حتماً با خود بالش ببرید شاید فرصتی برای استراحت بدست آوردید!
به خواب نگویید كار دارم به كار بگویید خواب دارم!
خلیج همیشه فارس
کور شود هرآنکه نتواند ببیند:
خلیج همیشه فارس

سالروز اخراج پرتغالی ها از تنگه هرمز
اصول 9 گانه مدیریت دولتی (طنز)
اول ترم و تغ و لغ بودن کلاس ها
اول مهر یا ابتدای هر ترم دانشجوها تو فکرن که برن کلاس یا نه چون ممکنه تا دانشگاه برن و کلاس نباشه و ضد حال بخورن اما حضور دانشجوها رو میشه به این شکل بررسی کرد :
ا) يک عده اي به دانشگاه مي رن تا بعد از مدتها دوستان مونث یا مذکر خودشون رو ببينن.
2) يک عده اي هم مي رن دانشگاه تا بالاخره يه جوري با هم دانشگاهی های مونث یا مذکرشون ارتباط برقرار کنند و توی تعطیلات نقشه های لازم رو کشیدن تا این ترم دیگه موفق بشن و به آرزوي ديرينه خودشون برسن البته هدف این افراد ازدواجه یه وقت اشتباه فکر نکنید ما هم برای این افراد آرزوی موفقیت داریم.
3) يک عده اي مي رون دانشگاه چون کار اداري دارن حالا دروغ و راستش با خودشونه.
4) يک عده اي هم که علاقه وافر به درس دارند و از اولين جلسه تا آخرين جلسه حضور دارن و فقط دور از جون شما مرگ يا قطع نخاع باعث ميشه که سر کلاس حاضر نشن.
5) يک عده اي مي رون تا جزوه بنويسن دقت کنید (فقط مینویسند) و آخر ترم بچه ها به اونا خیلی احتياج دارن و معمولا فونتشون B Nazanin هستش به هر حال دستشون درد نکنه.
6) يک عده اي هم اداره آمار تشریف دارن صبح از خواب پا مي شن تو دانشگاه هستن حالا چه کلاس باشه چه نباشه به نظر من با وجود این افراد دانشگاهها دیگه احتیاج به حراست ندارند و میتونند از این دانشجویان مشتاق استفاده کنند.
7) يک سري از بچه ها از ترس استادا ميان دانشگاه چون بعضیاشون گیرن و یا ...
8) يک گروه هم که توي دانشگاه کارهاي فرهنگي هنري علمي عقيدتي انجام ميدن و بايد حتما باشند وگرنه خط ميخورن.
9) چندین نفر هم که خونشون نزدیک دانشگاه هستش میگن که میریم اگه کلاس بود که بود اگه نبود که بهتر.
تا اينجا 50 در صد از کلاس جور شده و مي مونه 50 در صد ديگه که از اين 50 درصد که نيومدن 30 درصد شون ميان کلاس و دليلشون اينه که چون 50 درصد اومدن ما هم اومديم پس تا حالا 80 درصد اومدن و 20 درصد مونده.
از اين 20 درصد 15 درصدشون میمونه که اینا با موبایل ارتباط لحظه به لحظه با دانشگاه و همکلاسی هاشون دارن و هر 5 دقیقه یک بار آمار میگیرن که کی اومد و کی رفت و خلاصه چند نفر توی دانشگاه هستند سر آخر ميبينند که ديگه 80 درصد اومدن يک حالت اضطراب و دلهره بهشون دست ميده و خودشون رو توجيح مي کنند و ميگن حالا که خونه بيکاريم ديگه چي کارکنيم همه که اومدن ما هم مجبوريم بريم و ميمونه 5 درصد که اين افراد را تا آخر ترم به ندرت در دانشگاه ميبينيم.
نام ديگر اين افراد پيچ مي باشد که فن و فنون مخصوص به خودشون رو واسه پيچوندن کلاس دارند که کار هر کسي نيست!
و به اين ترتيب کلاسها از روز دوم به طور رسمي آغاز مي شود.
حالا شما جزء کدوم دسته ايد یا بودید؟
پیشنهاداتی برای عدم ترشیدگی دوشیزگان

1- یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.
3- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم.
4- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن میافتین.
5- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.
6- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج میشه.
7- پسرهای فامیل بهترین و در دسترسترین طعمهها هستند، رو هوا بقاپیدشون.
8- رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...!
9- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بیبی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد میسازن واستون.
10- یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.
11- در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.
12- مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.
13- سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...
14- تا مامانه و باباهه میگن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.
15- بلاخره اگه خدای نكرده میخواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملكت دوماد شن، كه نمی شن) هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه.
16- و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كار ندارم.
17- ...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آیندهتون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون كثیف میشید، می پكید.
تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن
گفتگوی دو دختر پای تلفن:
سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم… می بینمت خوشگلم… بوس بوس بوس
گفتگوی دو پسر پای تلفن:
بنال… بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر
بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها:
واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه
انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد
پسرها:
بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه!!
به بهانه در گذشت مولوی
جلال الدين محمد بن بهاء الدين محمد، معروف به مولانا و مولوي، در سال 604 ق در بلخ به دنيا آمد. در كودكي با پدرش، مقارن حمله مغول به آسياي صغير(تركيه امروزي) رفت و در قونيه مستقر شد. مولوي پس از فراگيري علوم از پدر و ديگر استادان صوفي و حنفيمذهب قونيه و شام به تدريس پرداخت. از مولوي آثار بينظيري بر جاي مانده كه مثنوي معنوي، ديوان شمس تبريزي، فيه ما فيه و... از آن جمله است. اشعار و آثار وي در عين سادگي و اشتمال بر مضامين عرفاني جنبههاي تعليمي قابل توجه دارد. با اين حال برخي جلوههاي نادرست آراي مولانا را نيز بايد در نظر گرفت. مولانا در سال 672 ق در 68 سالگي به ديار باقي شتافت و در قونيه به خاك سپرده شد. (تصوير، مزارخانوادگي مولانا)
پس از تاسيس دولت عثماني، پادشاهان اين امپراطوري «تصوف مولويه» را با مشرب سياسي خود سازگارتر ديده و به تبليغ و نشر آن اهتمام ورزيدند. در مقابل، اديبان دوره صفويه ميكوشيدند با انتساب اشعاري به مولوي وي را شيعه معرفي كنند.
بزرگاني چون علامه محمدتقي جعفري، سيد جعفر شهيدي و... بر آثار وي شرحهاي متعددي نوشتهاند. آيتالله سيدجواد مدرسي يزدي(ره)، پدر بزرگوار آيتالله مدرسي (عضو فقهاي شوراي نگهبان) نيز کتابي با عنوان «نقدي بر مثنوي» نوشتهاند كه برخي ديدگاههاي نادرست مولوي به ويژه بيمهريهاي وي نسبت به اهل بيت(ع) و ديدگاه وي در خصوص سوگواري حضرت اباعبدا...(ع) را ضمن بررسي، مورد نقد قرار دادهاند.





.jpg)

بترکه چشم حسود...